apmkadeh.com

امتیاز
 

ما را به که می سپاری ؟ (08 دی)

ارسال به دوستاندریافت PDFچاپ متن


ما را به که می سپاری ؟

 

        ... اینها جلوه های جمال است . جلوۀ جمال این جوری می کند دوستان را دور هم جمع می کند ، فرصت مناجات به آنها می دهد ، فرصت تملق گفتن در خانۀ خدا را به آنها می دهد . سیدالشهداء(ع) در دعای عرفه می گوید :

« یا مَن اَذاقَ اَحِّبائَهُ حَلاوَه المُوانِسَه فقاموا بَینَ یَدیهِ مُتَمَّلِقین »

ای خدایی که چشاندی به اولیائت مزۀ انس را .

این مال جمال است ، صفات جمال است . مزۀ انس را چشاندی « فقاموا بَینَ یَدیهِ مُتَمَّلِقین » ، انس تو و جمال و زیبایی تو آنها را به تملق وا داشته .

        ما ارزشی نداریم در عالم ، امّا همین که به ما اجازه دادند اینجا بنشینیم ، جمع شویم و تملق خدا را بگوئیم ، تملق اولیاء خدا را بگوئیم ، منت خدا و اولیاء خدا را بکشیم ، این عنایت جمال است . آن هدایت کننده دل ، فرصت داده .

        سیدالشهداء(ع) می گوید ای کسی که ابراهیم را کمک کردی ما را هدایت کن . حالا فقط ابراهیم نبوده ، تو که سحرۀ فرعون را نجات دادی ! یا ما را ابراهیم حساب کن یا سحره فرعون یا بین این دو . دیگر چرا به ما رحم نکنی ؟!

ابراهیم را رحم کردی ، ملکوت سموات و ارض را نشانش دادی :

« و َکَذلِکَ نُرِی إِبْرَاهِیمَ مَلَکُوتَ السَّماوَاتِ وَ الْأَرْضِ و َلِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ »1

 و او را خلیل خودت کردی . به سحرۀ فرعون عنایت کردی چنان محبت تو در دلشان آمد که [به فرعون] گفتند :

« فَاقْضِ مَا أَنتَ قَاضٍ إِنَّمَا تَقْضِی هذِهِ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا »2

 این دنیاست [هر کاری می خواهی] بکنی ، بکن .

« إِنَّا إِلَى‏ رَبِّنَا مُنْقَلِبُونَ »3ما می رویم به سوی خدا ، ما می رویم به سوی محبوبمان هر چه می خواهی بکنی ، بکن . 

        تو که او [ابراهیم] را آن طور کردی اینها را هم اینطور کردی ، با ما می خواهی چه بکنی ؟ جا ندارد عنایتت را روی سر ما بریزی ؟ ما ابراهیم نیستیم ، سحرۀ فرعون هم نیستیم ؟! ما مومن نیستیم ، کافر هم نیستیم . ما از دوستان و اولیاء تو نیستیم . از دشمنان هم نیستیم . برای ما هم کاری بکن .

        همۀ مناجات آقا و یک عمر مناجات و سوز آقا ، روز عاشورا تجسم می شود ، این بود که همۀ انبیاء آمده بودند به تماشا . هر کسی خبرۀ هر کاری هست باید برود به تماشای آن .

خدا فرمود : ای خبره های محبت ! ای کسانی که اهل محبت من هستید ! می خواهید بیشترش را ببینید بیائید کربلا تماشا کنید . صددرصد انبیاء آمده بودند و اولیاء هم آمده بودند . آمده بودند درس بگیرند . آمده بودند این کار امام حسین(ع) را ببینند . همۀ منظره های کربلا عجیب بود .

سیدالشهداء(ع) می گفت : « تشنگی مانند دود بین چشم من و آسمان حایل شده » این حال خودش بود و آن حال عزیزانش ! آن دختر سه ساله اش بود که خودش را انداخته بود روی دستهای اسب آقا وقت وداع . آقا به اسب هی می زد ، امّا اسب نمی رفت . تعجب کرد ! ذوالجناحی که با یک اشاره می پرید چرا فرمان نمی برد ؟!

ذوالجناح چرا این جور می کنی ؟

اسب با سر اشاره کرد که آقا به پائین نگاه کن . وقتی امام حسین(ع) به [جهت] سر ذوالجناح نگاه کرد دید این دختر سه ساله دستهای اسب را گرفته .

        حسین جان ! یک کلمه ! یک کلمه بگو من پیروزی می خواهم . ما که گفتیم غالبت می کنیم ، هم سایه ات روی سر زن و بچه ات می ماند هم دشمنت را منکوب می کنیم هم مقام آخرتت را کم نمی کنیم . [این خطاب خدا بود به او]امّا عاشق مجنون که این را نمی داند . فرمود : چرا کم نمی شود ؟ کم می شود . چند سال در این دنیا من چه بکنم ؟خدایا !  نمی خواهم .4

        این زن و بچه را به این صورت رها کرد . آتش زده بود بردل آقا ، گفت : « بابا رها کن بگذار بروم . » گفت : « والله رهایت نمی کنم مگر پیاده بشوی . » چاره نداشت آقا .

گفت : « بابا یک لحظه روی زمین بنشین . » آقا نشست .

گفت : « بابا می شود یک لحظه مرا بگذاری روی پایت ؟ » بچه را گذاشت روی پایش . یک حرفی به آقا زد که آقا را بیچاره کرد .

گفت : « بابا یادت است وقتی خبر شهادت مسلم رسید به تو ، دختر مسلم را روی پایت گذاشتی نوازش کردی ؟ »5بابا دختر مسلم هم مظلومه بود اما بعد از مرگ پدر ، تو را داشت ، بابا بعد از مرگ تو ، در این بیابان که به ما رحم می کند ؟

ما دیگر غیر از تو که را داریم ؟ ما را به که می سپاری بابا ؟ »

هیچ حرفی نداشت امام حسین(ع) به این بچه بگوید ، غیر از این که ، مانند کسی که التماس می کند ، سیدالشهداء(ع) به لحن التماس به دختر سه ساله اش فقط گفت :

« بابا ، لا تُحِرقی قَلبی ،6 بابا دیگر تو اینقدر دل من را آتش نزن . » دل من همه اش سوخته است !

{ شرح دعای سحر جلسه 3 ، 9/1/1369 ، مسجد قندی}

1 ـ سوره انعام ، آیۀ 75

2 ـ سوره طه ، آیۀ 72

3 ـ سوره اعراف ، آیۀ 125

4 ـ در لهوف آمده : « خداوند یاری خود را فرو فرستاد تا آنکه چون خیمه ، بر سر حسین(ع) قرار گرفت . سپس او را بین پیروزی بر دشمنانش و دیدار پروردگارش مخیر کرد . پس حسین(ع) دیدار پروردگارش را برگزید » ، لهوف ، ت : رمضانی ، ص 121

5 ـ سحاب رحمت ، ص 287

6 ـ  لا تُحِرقی قَلبی بِدَمِکَ حَسره مادام مِنی اروح فی جِسمانی : برخی از مورخین این وداع را با حضرت سکینه(س) نقل کرده اند . 




سید علی نجفی (9) | دختر سه ساله (1) | سید الشهداء (1) | جمال (1) | جلوه های جمال (1)





نور فاطمه

گفتاری از حاج میرزا اسماعیل دولابی

ان شاءالله روز قیامت آن قدر به فاطمه زهرا علاقه مند هستیم که هر وقت آنها را گم کردیم خودشان می آیند ما را در بغل می گیرند و می گویند: ما را ندیدید؟ از بس ما را دوست دارند. ان شاء الله الآن هم همین طور علاقه مند باشیم و قلب ما مال اینها باشد.

ادامه مطلب

جستجو

کلمات کلیدی

آمار بازدید کنندگان

تعداد افراد آنلاین : 14
تعداد بازدید امروز : 49
تعداد کل بازدیدکننده ها : 14244
صفحات بازدید شده امروز : 355
کل صفحات بازدید شده : 266162