مولا علی (07 تير)
علی نامی است آشنا برای ما شیعیانی که خود را محب او و خاندانش می دانیم . شیعیانی که به او و ولایتش افتخار می کنیم . چشم امید به رحمت ، عنایت و هدایت او داریم . او را با القابی چون امیرالمومنین ، قاید غر المحجلین (پیشوای رو سفیدان) ، یعسوب الدین (پیشوای دین) ، مولی الموحدین می خوانیم . به او عشق می ورزیم عدالتش را با اینکه نمی توانیم تحمل کنیم ، می طلبیم . در مظلومیتش اشک می ریزیم . به شفاعتش چشم دوخته ایم . حق را با او و او را عجین با حق می دانیم و می دانیم که او میزان اعمال ماست و ما را با او خوهند سنجید !
اما براستی او را چقدر می شناسیم و چگونه می شناسیم ؟ گر چه او را هر قدر بیشتربکاویم کمتر می شناسیم اما از فضایل ، خلقیات ، عبادات و در مجموع زندگی او بسیار کم می دانیم .
به یمن سالروز طلوع نور گرانقدر ابوتراب بر این تراب ، چنگ به این حبل المتین الهی بزنیم به نیت تقرب به حضرت رب در این ماه رجب ، به وادی فضایل مولود رجب سرک می کشیم .
سخن گفتن با ماهیان شط فرات
از جمله معجزات آن حضرت معجزهاى است که ناقلین آثار آن را روایت کرده و در میان مردم کوفه مشهور گشته چون این خبر در تمام آن پراکنده شد و بشهرهاى دیگر نیز رسید ، از این رو دانشمندان آن را یادداشت کردهاند و آن داستان سخن گفتن ماهیان شط فرات در کوفه با آن حضرت علیه السّلام بود. و جریان چنانچه روایت کردهاند این بود که آب فرات طغیان کرد و به اندازه ای زیاد شد که مردم کوفه از غرق شدن ترسیدند و به امیر المؤمنین علیه السّلام پناهنده شدند ، پس آن حضرت بر قاطر رسول خدا(ص) سوار شد و از خانه بیرون آمد مردم نیز بدنبال او آمده تا به کنار شط فرات رسیدند، در آنجا از قاطر به زیر آمد و وضویى نیکو ساخت و نمازى به تنهایى خواند و مردم او را مینگریستند ، سپس دعاهایى خواند که بیشتر مردم شنیدند ، سپس بسوى فرات پیش رفت و عصایى در دست داشت، تا اینکه آمد و با آن عصا بر روى آب زده فرمود: باذن خدا و خواست او کم شو ، پس آب فرو نشست بدانسان که ماهیان در ته آب نمودار شدند، پس بسیارى از آنها با جمله «ا لسّلام علیک یا امیر المؤمنین » بر آن حضرت سلام کردند و اقسامى از آنها سلام نکردند و آنها (چند نوع بودند به این نامها) : جرى ، مارماهى ، زمار ، پس مردم از این جریان در شگفت شدند و از سبب سخن گفتن آنها که سخن گفتند، و سخن نگفتن آن دسته دیگر پرسیدند ؟ حضرت فرمود : خداوند آن دسته از ماهیان که پاک و حلال بودند براى من به زبان آورد و آن دسته را که حرام گوشت و پلید و دور از رحمت و برکت کرده بود به سخن نیاورد .1
داستان اژدها و تکلم با آن حضرت
روایت کردهاند که روزى امیر المؤمنین علیه السّلام بالاى منبر در کوفه خطبه میخواند که ناگاه اژدهایى از یک سوى منبر نمودار شد و شروع کرد به بالا رفتن از منبر تا اینکه به نزدیکى امیر المؤمنین علیه السّلام رسید ، مردم ترسیدند و خواستند او را از آن جناب دفع کنند ، حضرت بدیشان اشاره کرد که دست از آن بدارند و متعرضش نشوند چون به آن پله آخرین که امیر المؤمنین علیه السّلام بر آن ایستاده بود رسید ، آن جناب بطرف اژدها خم شد ، و اژدها گردن خود را دراز کرد تا اینکه گوش حضرت را در دهان گرفت ، مردم خاموش شده و از این جریان به حیرت فرو رفتند ، پس آن اژدها صدایى کرد که بیشتر مردم شنیدند سپس سر برداشت و امیر المؤمنین علیه السّلام لبان مبارک را بهم می زد و اژدها گوش میداد ، آنگاه بشتاب به زیر آمده و گویا زمین او را بخود فرو برد ، و امیر المؤمنین علیه السّلام بسخن خود بازگشته خطبه را به پایان برد ، چون از خطبه فارغ شد و از منبر به زیر آمد مردم در گردش انجمن کرده از سر گذشت اژدها و این جریان حیرت انگیز پرسش کردند ؟ فرمود : این گونه نبود که شما پنداشتید ، بلکه این اژدها حکمرانى از حکمرانان جنیان بود که قضاوت و حکمرانى در کارى بر او مشتبه و مشکل شده بود ، پس به نزد من آمد و جویاى حکم آن قضیه شد و من به او فهماندم (که چه باید بکند) پس دعاى خیر در باره من کرده و بازگشت .2
گفتگوی امام با خورشید
خوارزمی در کتاب مناقب از امام حسن عسگری و ایشان از آباء کرام خود نقل می کنند که رسول خدا(ص) به علی بن ابیطالب(ع) فرمود : یا اباالحسن ! با آفتاب سخن بگو که او با تو سخن می گوید . علی(ع) فرمود : سلام بر تو ای عبد مطیع خدا ! خورشید پاسخ داد : سلام بر تو ای امیرالمومنین و امام متقین و پیشوای سپیدرویان ! یا علی ! تو و شیعه تو در بهشت هستید . یا علی ! اولین کسی که زمین از او منشق شده محمد(ص) بود و پس از او تو و (در روز قیامت) اولین کسی که زنده گردد محمد(ص) و سپس تو ، اولین فرد اهل کساء محمد(ص) است و سپس تو .
علی ، پس از این کلام به سجده افتاد و چشمهایش پر از اشک شد . رسول خدا(ص) به او فرمود : برادر و حبیبم ! سر بردار که خداوند به وسیله تو به اهل آسمان مباهات می کند . 3
سلام بر اصحاب کهف
انس روایت کرده که : خدمت رسول خدا(ص) فرشی از قبیله خندق هدیه آورده شد به من فرمود : ای انس آن را پهن کن ، من آن را پهن کردم فرمود : ده نفر حاضر کن و چون ده نفر حاضر شدند ، فرمود روی آن فرش بنشینید آنها روی آن فرش نشستند سپس علی(ع) را فرا خواند و بعد با او به طور مفصل زیر گوشی صحبت کرد همین که صحبت پیامبر تمام شد ، علی(ع) برگشت و او نیز روی فرش قرار گرفت بعد فرمود : ای باد ما را بردار ، باد ما را برداشت فرش (مثل پرنده ها) بال می زد بعد فرمود : ای باد ما را بگذار . همین که پیاده شدیم ، علی(ع) به ما فرمود : می دانید الان کجا هستید ؟ گفتیم : نمی دانیم . فرمود : اینجا محل اصحاب کهف است برخیزید بر برادرانتان سلام کنید .
گفت : برخاستیم یکی یکی سلام کردیم ولی آنها به ما جواب ندادند بعد علی(ع) برخاست و گفت : السلام علیکم یا معشر الصدیقین و الشهداء .
آنها جواب دادند : و علیک السلام و رحمه الله و برکاته .
انس می گوید : گفتم : علت چیست که جواب سلام ترا دادند ولی جواب سلام ما را ندادند ؟
علی(ع) از آنها پرسید علت چیست که جواب سلام برادران را ندادید ؟
گفتند : ما گروه صدیقین و شهدا بعد از موت تکلم نمی کنیم مگر با پیامبر و یا وصی پیامبر .
بعد از آن علی(ع) فرمود : ای باد ما را بردار ، باد ما را برداشت و بال زنان سرعت گرفت بعد فرمود : ما را بگذار ، باد ما را گذاشت ناگهان خود را در سنگستان حره در مدینه دیدیم .
علی(ع) گفت : خدمت پیامبر(ص) می رویم و او را در رکعت آخر نماز در می کنیم وضو گرفتیم آمدیم ، پیامبر در رکعت آخر می خواند : « ام حسبت ان اصحاب الکهف و الرقیم کانوا من آیاتنا عجباً » .4
رد الشمس و مقام علی(ع)
شافعی ابن مغازلی روایت کرده که : پیامبر(ص) سرش در دامن علی(ع) بود که وحی بر او نازل شد و علی هنوز نماز عصر را نخوانده بود تا آفتاب غروب کرد .
پیامبر(ص) عرض کرد خدایا علی(ع) بر طاعت تو رسولت بود ، آفتاب را برای او برگردان ( تا نماز عصرش را بخواند ) راوی می گوید : پس دیدم آفتاب طلوع کرد بعد از آنکه غروب کرده بود .
باز ابن مغازلی از ابو رافع روایت کرده که گفت : آفتاب پس از آنکه غروب کرده بود ، برای علی(ع) برگردانده شد به جایی که وقت نماز عصر بود پس علی(ع) به نماز ایستاد و نماز عصر را بجا آورد ؛ و چون از نماز فارغ شد آفتای غروب کرد و ستاره ها نمایان شد .5
منابع :
1 ـ ارشاد ، شیخ مفید ، صص 349 و 348 .
2 ـ همان ، صص 350 و349 .
3 ـ کشف الغمه ، محقق اربلی ، ج 1 ، ص 207 .
4 ـ طرایف سید بن طاووس ، ت : استاد داود الهامی ، صص 227 و226 .
5 ـ همان ، ص228 .
مولا (1) | علی (3) | 13 رجب (3) | قاید الغر المحجلین (1) | یعسوب الدین (1) | ابوتراب (1) | معجزات (1) | انجمن کادح (44)
