apmkadeh.com

امتیاز
 

مولا علی (07 تير)

ارسال به دوستاندریافت PDFچاپ متن


علی نامی است آشنا برای ما شیعیانی که خود را محب او و خاندانش می دانیم . شیعیانی که به او و ولایتش افتخار می کنیم . چشم امید به رحمت ، عنایت و هدایت او داریم . او را با القابی چون امیرالمومنین ، قاید غر المحجلین (پیشوای رو سفیدان) ، یعسوب الدین (پیشوای دین) ، مولی الموحدین می خوانیم . به او عشق می ورزیم عدالتش را با اینکه نمی توانیم تحمل کنیم ، می طلبیم . در مظلومیتش اشک می ریزیم . به شفاعتش چشم دوخته ایم . حق را با او و او را عجین با حق می دانیم و می دانیم که او میزان اعمال ماست و ما را با او خوهند سنجید !

اما براستی او را چقدر می شناسیم و چگونه می شناسیم ؟ گر چه او را هر قدر بیشتربکاویم کمتر می شناسیم اما از فضایل ، خلقیات ، عبادات و در مجموع زندگی او بسیار کم می دانیم .

به یمن سالروز طلوع نور گرانقدر ابوتراب بر این تراب ، چنگ به این حبل المتین الهی بزنیم به نیت تقرب به حضرت رب در این ماه رجب ، به وادی فضایل مولود رجب سرک می کشیم .

 

سخن گفتن با ماهیان شط فرات

 

از جمله معجزات آن حضرت معجزه‏اى است که ناقلین آثار آن را روایت کرده و در میان مردم کوفه مشهور گشته چون این خبر در تمام آن پراکنده شد و بشهرهاى دیگر نیز رسید ، از این رو دانشمندان آن را یادداشت کرده‏اند و آن داستان سخن گفتن ماهیان شط فرات در کوفه با آن حضرت علیه السّلام بود. و جریان چنانچه روایت کرده‏اند این بود که آب فرات طغیان کرد و به اندازه ای زیاد شد که مردم کوفه از غرق شدن ترسیدند و به امیر المؤمنین علیه السّلام پناهنده شدند ، پس آن حضرت بر قاطر رسول خدا(ص) سوار شد و از خانه بیرون آمد مردم نیز بدنبال او آمده تا به کنار شط فرات رسیدند، در آنجا از قاطر به زیر آمد و وضویى نیکو ساخت و نمازى به تنهایى خواند و مردم او را مینگریستند ، سپس دعاهایى خواند که بیشتر مردم شنیدند ، سپس بسوى فرات پیش رفت و عصایى در دست داشت، تا اینکه آمد و با آن عصا بر روى آب زده فرمود: باذن خدا و خواست او کم شو ، پس آب فرو نشست بدانسان که ماهیان در ته آب نمودار شدند، پس بسیارى از آنها با جمله «ا لسّلام علیک یا امیر المؤمنین » بر آن حضرت سلام کردند و اقسامى از آنها سلام نکردند و آنها (چند نوع بودند به این نامها) : جرى ، مارماهى ، زمار ، پس مردم از این جریان در شگفت شدند و از سبب سخن گفتن آنها که سخن گفتند، و سخن نگفتن آن دسته دیگر پرسیدند ؟ حضرت فرمود : خداوند آن دسته از ماهیان که پاک و حلال بودند براى من به زبان آورد و آن دسته را که حرام گوشت و پلید و دور از رحمت و برکت کرده بود به سخن نیاورد .1

 

داستان اژدها و تکلم با آن حضرت

 

روایت کرده‏اند که روزى امیر المؤمنین علیه السّلام بالاى منبر در کوفه خطبه میخواند که ناگاه اژدهایى از یک سوى منبر نمودار شد و شروع کرد به بالا رفتن از منبر تا اینکه به نزدیکى امیر المؤمنین علیه السّلام رسید ، مردم ترسیدند و خواستند او را از آن جناب دفع کنند ، حضرت بدیشان اشاره کرد که دست از آن بدارند و متعرضش نشوند چون به آن پله آخرین که امیر المؤمنین علیه السّلام بر آن ایستاده بود رسید ، آن جناب بطرف اژدها خم شد ، و اژدها گردن خود را دراز کرد تا اینکه گوش حضرت را در دهان گرفت ، مردم خاموش شده و از این جریان به حیرت فرو رفتند ، پس آن اژدها صدایى کرد که بیشتر مردم شنیدند سپس سر برداشت و امیر المؤمنین علیه السّلام لبان مبارک را بهم می زد و اژدها گوش میداد ، آنگاه بشتاب به زیر آمده و گویا زمین او را بخود فرو برد ، و امیر المؤمنین علیه السّلام بسخن خود بازگشته خطبه را به پایان برد ، چون از خطبه فارغ شد و از منبر به زیر آمد مردم در گردش انجمن کرده از سر گذشت اژدها و این جریان حیرت انگیز پرسش کردند ؟ فرمود : این گونه نبود که شما پنداشتید ، بلکه این اژدها حکمرانى از حکمرانان جنیان بود که قضاوت و حکمرانى در کارى بر او مشتبه و مشکل شده بود ، پس به نزد من آمد و جویاى حکم آن قضیه شد و من به او فهماندم (که چه باید بکند) پس دعاى خیر در باره من کرده و بازگشت .2

 

گفتگوی امام با خورشید

 

خوارزمی در کتاب مناقب از امام حسن عسگری و ایشان از آباء کرام خود نقل می کنند که رسول خدا(ص) به علی بن ابیطالب(ع) فرمود : یا اباالحسن ! با آفتاب سخن بگو که او با تو سخن می گوید . علی(ع) فرمود : سلام بر تو ای عبد مطیع خدا ! خورشید پاسخ داد : سلام بر تو ای امیرالمومنین و امام متقین و پیشوای سپیدرویان ! یا علی ! تو و شیعه تو در بهشت هستید . یا علی ! اولین کسی که زمین از او منشق شده محمد(ص) بود و پس از او تو و (در روز قیامت) اولین کسی که زنده گردد محمد(ص) و سپس تو ، اولین فرد اهل کساء محمد(ص) است و سپس تو .

علی ، پس از این کلام به سجده افتاد و چشمهایش پر از اشک شد . رسول خدا(ص) به او فرمود : برادر و حبیبم ! سر بردار که خداوند به وسیله تو به اهل آسمان مباهات می کند . 3

 

سلام بر اصحاب کهف

انس روایت کرده که : خدمت رسول خدا(ص) فرشی از قبیله خندق هدیه آورده شد به من فرمود : ای انس آن را پهن کن ، من آن را پهن کردم فرمود : ده نفر حاضر کن و چون ده نفر حاضر شدند ، فرمود روی آن فرش بنشینید آنها روی آن فرش نشستند سپس علی(ع) را فرا خواند و بعد با او به طور مفصل زیر گوشی صحبت کرد همین که صحبت پیامبر تمام شد ، علی(ع) برگشت و او نیز روی فرش قرار گرفت بعد فرمود : ای باد ما را بردار ، باد ما را برداشت فرش (مثل پرنده ها) بال می زد بعد فرمود : ای باد ما را بگذار . همین که پیاده شدیم ، علی(ع) به ما فرمود : می دانید الان کجا هستید ؟ گفتیم : نمی دانیم . فرمود : اینجا محل اصحاب کهف است برخیزید بر برادرانتان سلام کنید .

گفت : برخاستیم یکی یکی سلام کردیم ولی آنها به ما جواب ندادند بعد علی(ع) برخاست و گفت : السلام علیکم یا معشر الصدیقین و الشهداء .

آنها جواب دادند : و علیک السلام و رحمه الله و برکاته .

انس می گوید : گفتم : علت چیست که جواب سلام ترا دادند ولی جواب سلام ما را ندادند ؟

علی(ع) از آنها پرسید علت چیست که جواب سلام برادران را ندادید ؟

گفتند : ما گروه صدیقین و شهدا بعد از موت تکلم نمی کنیم مگر با پیامبر و یا وصی پیامبر .

بعد از آن علی(ع) فرمود : ای باد ما را بردار ، باد ما را برداشت و بال زنان سرعت گرفت بعد فرمود : ما را بگذار ، باد ما را گذاشت ناگهان خود را در سنگستان حره در مدینه دیدیم .

علی(ع) گفت : خدمت پیامبر(ص) می رویم و او را در رکعت آخر نماز در می کنیم وضو گرفتیم آمدیم ، پیامبر در رکعت آخر می خواند : « ام حسبت ان اصحاب الکهف و الرقیم کانوا من آیاتنا عجباً » .4

 

رد الشمس و مقام علی(ع)

 

شافعی ابن مغازلی روایت کرده که : پیامبر(ص) سرش در دامن علی(ع) بود که وحی بر او نازل شد و علی هنوز نماز عصر را نخوانده بود تا آفتاب غروب کرد .

پیامبر(ص) عرض کرد خدایا علی(ع) بر طاعت تو رسولت بود ، آفتاب را برای او برگردان ( تا نماز عصرش را بخواند ) راوی می گوید : پس دیدم آفتاب طلوع کرد بعد از آنکه غروب کرده بود .

باز ابن مغازلی از ابو رافع روایت کرده که گفت : آفتاب پس از آنکه غروب کرده بود ، برای علی(ع) برگردانده شد به جایی که وقت نماز عصر بود پس علی(ع) به نماز ایستاد و نماز عصر را بجا آورد ؛ و چون از نماز فارغ شد آفتای غروب کرد و ستاره ها نمایان شد .5  

 

منابع :

1 ـ ارشاد ، شیخ مفید ، صص 349 و 348 .

2 ـ همان ، صص 350 و349 .

3 ـ کشف الغمه ، محقق اربلی ، ج 1 ، ص 207 .

4 ـ طرایف سید بن طاووس ، ت : استاد داود الهامی ، صص 227 و226 .

5 ـ همان ، ص228 .

 




مولا (1) | علی (3) | 13 رجب (3) | قاید الغر المحجلین (1) | یعسوب الدین (1) | ابوتراب (1) | معجزات (1) | انجمن کادح (44)





نور فاطمه

گفتاری از حاج میرزا اسماعیل دولابی

ان شاءالله روز قیامت آن قدر به فاطمه زهرا علاقه مند هستیم که هر وقت آنها را گم کردیم خودشان می آیند ما را در بغل می گیرند و می گویند: ما را ندیدید؟ از بس ما را دوست دارند. ان شاء الله الآن هم همین طور علاقه مند باشیم و قلب ما مال اینها باشد.

ادامه مطلب

جستجو

کلمات کلیدی

آمار بازدید کنندگان

تعداد افراد آنلاین : 14
تعداد بازدید امروز : 49
تعداد کل بازدیدکننده ها : 14244
صفحات بازدید شده امروز : 410
کل صفحات بازدید شده : 266216