امتیاز
و اما انجمن حجتیه (26 اسفند)
و اما انجمن حجتیه
تاریخچه تاسیس :
انجمن حجتیه، مقارن با کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲، توسط شیخ محمود ذاکرزاده تولایی حلبی، با انگیزه مبارزه با فرقه بهاییت، تاسیس شد.
شیخ محمود ذاکر زاده تولایی معروف به حلبی متولد ۱۳ جمادی الاول ۱۳۱۸ هجری قمری از روحانیون شیعه شهر مشهد بودهاست.
وی در سالهای ۱۳۲۸ تا ۱۳۳۲ به فعالیت سیاسی پرداخته و از نهضت ملی شدن صنعت نفت حمایت مینمود.
حلبی پس از کودتای ۲۸ مرداد از سیاست کناره گرفت و با توجه به افزایش تعداد بهاییان در ایران انجمن ضد بهاییت را پایه ریزی کرد که بعدها به نام انجمن حجتیه مهدویه نامیده شد.
شیخ محمود ذاکر زاده تولایی معروف به حلبی متولد ۱۳ جمادی الاول ۱۳۱۸ هجری قمری از روحانیون شیعه شهر مشهد بودهاست.
وی در سالهای ۱۳۲۸ تا ۱۳۳۲ به فعالیت سیاسی پرداخته و از نهضت ملی شدن صنعت نفت حمایت مینمود.
حلبی پس از کودتای ۲۸ مرداد از سیاست کناره گرفت و با توجه به افزایش تعداد بهاییان در ایران انجمن ضد بهاییت را پایه ریزی کرد که بعدها به نام انجمن حجتیه مهدویه نامیده شد.

این انجمن دارای یک ساختار تشکیلاتی پیچیده سراسری و کمیتههای مختلفی بود که زیر نظر هیأت مدیره به ریاست شیخ محمود حلبی انجام وظیفه میکردند.
این کمیتهها عبارت بودند از:
این کمیتهها عبارت بودند از:
کمیته تدریس ، کمیته جاسوسی یا تحقیق ، کمیته نگارش، کمیته ارشاد ، کمیته ارتباط با خارج و کمیته کنفرانسها.
کمیته یا گروه تدریس :
از وظایف این گروه جذب نیروهای جوان و تازهنفس و فعال برای تحت تعلیم قرار دادن آنها بود.گروه تدریس سه مرحله داشت که عبارت بودند از: پایه، ویژه و عالی.
قسمت پایه حدود یکسال و حداکثر یکسال و نیم طول میکشید.
در مرحله ویژه: مسایل بهاییت در سطح بالاتری تدریس میشد و افراد، کارهای عملی را آغاز میکردند.
البته پس از انقلاب، مواد درسی دیگری به دروس مراحل مختلف افزوده شد و در مجموع درسها عبارت بود از: عربی، احکام، نقد مارکسیسم، مطالعه کتب معرفی شده و تمرین سخنرانی و آیین سخنرانی عدهایی نیز درباره زبان انگلیسی مطالعه میکردند.
مرحله سوم: دوره عالی بود و افرادی که در دورههای قبل مورد آزمایش قرار گرفته بودند به این مرحله راه پیدا میکردند.
مهرهها و مسؤولان انجمن نیز از این گروه انتخاب میشدند.
کمیته تحقیق:
کمیته تحقیق دارای تشکیلاتی بود که اعضای آن به سه دسته تقسیم میشدند.
محقق یا جاسوس نوع یک، محقق نوع دو، و محقق نوع سه.
که هرکدام وظیفه خاصی داشتند جالب اینجاست که محققان نوع سوم کسانی بودند که از حیث اعمال و رفتار، بهایی میشدند و به شدت از بهاییت دفاع کرده و انجمن را میکوبیدند.
البته پس از انقلاب، مواد درسی دیگری به دروس مراحل مختلف افزوده شد و در مجموع درسها عبارت بود از: عربی، احکام، نقد مارکسیسم، مطالعه کتب معرفی شده و تمرین سخنرانی و آیین سخنرانی عدهایی نیز درباره زبان انگلیسی مطالعه میکردند.
مرحله سوم: دوره عالی بود و افرادی که در دورههای قبل مورد آزمایش قرار گرفته بودند به این مرحله راه پیدا میکردند.
مهرهها و مسؤولان انجمن نیز از این گروه انتخاب میشدند.
کمیته تحقیق:
کمیته تحقیق دارای تشکیلاتی بود که اعضای آن به سه دسته تقسیم میشدند.
محقق یا جاسوس نوع یک، محقق نوع دو، و محقق نوع سه.
که هرکدام وظیفه خاصی داشتند جالب اینجاست که محققان نوع سوم کسانی بودند که از حیث اعمال و رفتار، بهایی میشدند و به شدت از بهاییت دفاع کرده و انجمن را میکوبیدند.
کمیته نگارش:
اعضای این کمیته درباره نفی بهاییت و درباره امام زمان (عج) مطلب مینوشتند.
کمیته ارشاد:
این کمیته از دو قسمت تشکیل شده بود، قسمت تعقیب و مراقبت، قسمت بحث و مناظره.
کمیته ارتباط با خارج:
که در داخل انجمن «وزارت خارجه انجمن خارجه» انجمن نیز نامیده میشد و با کشورهای هند، انگلستان، آمریکا، اتریش، استرالیا و برخی کشورهای دیگر ارتباط داشته و در آنجا با دایر کردن شعباتی فعالیت میکرد.
کمیته کنفرانس نیز ششمین کمیته این انجمن بود و کمیته دیگری نیز بعدها با عنوان کمیته نظارت بر مدرسین تشکیل شد.

اما اعتقادات آنان پس کسب جواز از مراجع تقلید (این اجازات اخیرا با شیطنت عده ای مجددا رو نمایی و آشکار گردیده) آرام آرام پدیدار شد.
اعتقادات اصلی :
اعتقادات اصلی ایشان عبارت است ار:
1ـ انجمن حجتیه به شدت مخالف تشکیل حکومت اسلامی و دخالت عالمان دینی در سیاست بود.
آنها با تمسک به روایت "رایت"معتقدند قبل از امام زمان ، هر پرچمی که بلند شود در ضلالت است و به شکست میانجامد.
همچنین با تمسک به روایتی دیگری تشکیل حکومت خالص را تنها در زمان امام مهدی می دانستند .
2ـ دومین اعتقاد آنان این است که راه گشایش از فتنهٔ غیبت ، خواست و ارادهٔ الهی است و خواست خداوند ، تنها با درخواست مردم از او و دعا کردن برای فرج امکان پذیر است.همچنین با تمسک به روایتی دیگری تشکیل حکومت خالص را تنها در زمان امام مهدی می دانستند .
به عبارت دیگر از دید آنها توجه دادن به ساحت مقدس امام عصر ، مصداق بارز امر به معروف است و فقط بدین وسیله، باید مردم را به دعای برای ظهور آن حضرت توجه داد و هیچ کاری برای اصلاح امور نکرد .
3ـ این گروه در دوران غیبت امام عصر ، شرایط را برای جهاد ابتدایی ، مناسب نمی داند.نقل است که شیخ محمود حلبی در مورد جهاد گفته :
شیعه میگوید در عصر غیبت امام زمان جهاد نیست! چرا؟ چون که حاکم اسلامی باید معصوم باشد مصداق پیدا نکرده است.
4ـ این سازمان در دوران غیبت امام عصر، قایل به تقیه بوده، معتقد است که "مبارزه"ی نابخردانه و ماجراجویانه، هدر دادن نیروهاست.شیعه میگوید در عصر غیبت امام زمان جهاد نیست! چرا؟ چون که حاکم اسلامی باید معصوم باشد مصداق پیدا نکرده است.
آنان در عصر غیبت مهمترین مسیولیتها و وظایف یک انسان مسلمان را "انتظار" می دانند .
5ـ آنها فلسفه را نوعی بدعت می دانند .و معتقدند که ورود فلسفه یونان را به اسلام از طرحهای خلفای بنی عباس برای مقابله با مکتب اهل بیت عصمت و طهارت و دستگاه سازی در مقابل مبانی اندیشهٔ دینی تشیع میدانند.
6ـ از دیگر اعتقادات انجمن حجتیه این است که هر گونه مبارزهٔ هیجانی و نابخردانه با استعمار و استبداد نه تنها سودی ندارد بلکه مایه نیرومندی و پیشرفت دشمنان خواهد شد .تمامی اعضاءانجمن پیوسته این اندیشهٔ را پراکنده میساختند که مبارزه با زورمندان و قدرتهای جهانی ویژه مهدی است و قرآن با صدای رسا اعلام میدارد که خود را به دست خویش هلاک نکنید.
7ـ آنها معتقدند، رهبر و ولی و حاکم جامعه فقط باید معصوم باشد ، و عدالت تنها برای مرجعیت دینی کافی است.بنا بر اعتقاد ایشان برای تشکیل حکومت اسلامی به عصمت و علم الهی نیز احتیاج است.
8ـ در هر زمانی من جمله در دوران پهلوی یکی از اعتقادات اصلی ایشان این بوده است: خودداری از دخالت در سیاست به منظور حفظ کیان خود وجلوگیری از زد و خورد بی مورد با دولت مستقر در کشور.
شروع اختلاف انجمن حجتیه با انقلاب اسلامی ایران :
آیت الله هاشمی رفسنجانی در مورد این موضوع اینگونه بیان می دارد :
قبل از پیروزی انقلاب اینها داعیههای خاص اسلامی نداشتند، اختلافی که با ما داشتند این بود که ... مبارزه را بد میدانستند، معتقد بودند که حکومت اسلامی خالص در زمان امام زمان میتواند شکل پیدا کند و چون حالا نمیشود، پس نتیجه میگرفتند که خوب است که مبارزه نکنیم و با رژیم و با آنها بسازیم، وارد شویم توی جریانات و خدمت بکنیم ...
منجملهکاری که میخواستند بکنند این بود که مثلاً جلوی بهاییها را بگیرند.
این همت آنها بود ... و چون آن کار بیخطر بود ، خیلیها استقبال میکردند.یعنی جوانانی بودند که داخل وجودشان تمایل به خدمات دینی بود، اما چون آن میدان باز بود، میرفتند آنجا و استقبال خطر نمیکردند
.. در سراسر کشور هم شبکه اینها باز شده بود ، مزاحمتی هم نداشتند اما چون مبارزه را قبول نداشتند و یک سری از نیروهای مبارز را جذب میکردند ما با اینها مخالف بودیم...
مسأله مهم ما پیش از پیروزی این بود که چرا اینها به مسأله جنایات رژیم بیتفاوتند؟
ما میگفتیم خوب اینکه رژیم به شما اجازه میدهد مبارزه کنید (با بهاییت) این سرگرمی است و الا خود رژیم، بهاییها را دارد تقویت میکند.
آنموقع وزیر جنگ بهایی بود، پزشک مخصوص شاه بهایی بود، پستهای حساس را به بهاییها میدادند. وزرای دیگر هم بهایی بودند. وزیر آب و برق و ... این بود که وضع بدی پیش آمده بود.
مبارزه را قبول نداشتند و میگفتند نمیشود امروز حکومت اسلامی تا نیامدن امام زمان حکومت اسلامی تشکیل نمیشود، که البته الآن گفتن این، خود مشکل است و بیخود تلاش نکنید. شما باید همینجا کمک کنید که اوضاع خرابتر نشود و مبارزه با رژیم را نوعی بازی بچهگانه میدانستند...
در جریان همین اختلاف نظر انجمن با نهضت امام خمینی انقلاب اسلامی ایران پیروز شد .
پس از انقلاب، انجمن درصدد اشغال مسؤولیتها و پستهایی در وزارت اطلاعات و وزارت آموزش و پرورش بود که با مخالفت بسیاری از مسؤولان روبهرو شد.
شهید رجایی در زمانی که تصدی وزارت آموزش و پرورش را به عهده داشت اعلام کرد که: «من انجمنیها را نمیپذیرم و اینها را ما راهشان نمیدهیم.»
آیت الله هاشمی رفسنجانی در مورد این موضوع اینگونه بیان می دارد :
قبل از پیروزی انقلاب اینها داعیههای خاص اسلامی نداشتند، اختلافی که با ما داشتند این بود که ... مبارزه را بد میدانستند، معتقد بودند که حکومت اسلامی خالص در زمان امام زمان میتواند شکل پیدا کند و چون حالا نمیشود، پس نتیجه میگرفتند که خوب است که مبارزه نکنیم و با رژیم و با آنها بسازیم، وارد شویم توی جریانات و خدمت بکنیم ...
منجملهکاری که میخواستند بکنند این بود که مثلاً جلوی بهاییها را بگیرند.
این همت آنها بود ... و چون آن کار بیخطر بود ، خیلیها استقبال میکردند.یعنی جوانانی بودند که داخل وجودشان تمایل به خدمات دینی بود، اما چون آن میدان باز بود، میرفتند آنجا و استقبال خطر نمیکردند
.. در سراسر کشور هم شبکه اینها باز شده بود ، مزاحمتی هم نداشتند اما چون مبارزه را قبول نداشتند و یک سری از نیروهای مبارز را جذب میکردند ما با اینها مخالف بودیم...
مسأله مهم ما پیش از پیروزی این بود که چرا اینها به مسأله جنایات رژیم بیتفاوتند؟
ما میگفتیم خوب اینکه رژیم به شما اجازه میدهد مبارزه کنید (با بهاییت) این سرگرمی است و الا خود رژیم، بهاییها را دارد تقویت میکند.
آنموقع وزیر جنگ بهایی بود، پزشک مخصوص شاه بهایی بود، پستهای حساس را به بهاییها میدادند. وزرای دیگر هم بهایی بودند. وزیر آب و برق و ... این بود که وضع بدی پیش آمده بود.
مبارزه را قبول نداشتند و میگفتند نمیشود امروز حکومت اسلامی تا نیامدن امام زمان حکومت اسلامی تشکیل نمیشود، که البته الآن گفتن این، خود مشکل است و بیخود تلاش نکنید. شما باید همینجا کمک کنید که اوضاع خرابتر نشود و مبارزه با رژیم را نوعی بازی بچهگانه میدانستند...
در جریان همین اختلاف نظر انجمن با نهضت امام خمینی انقلاب اسلامی ایران پیروز شد .
پس از انقلاب، انجمن درصدد اشغال مسؤولیتها و پستهایی در وزارت اطلاعات و وزارت آموزش و پرورش بود که با مخالفت بسیاری از مسؤولان روبهرو شد.
شهید رجایی در زمانی که تصدی وزارت آموزش و پرورش را به عهده داشت اعلام کرد که: «من انجمنیها را نمیپذیرم و اینها را ما راهشان نمیدهیم.»
بیان امام پیرامون انجمن حجتیه پس از انقلاب اسلامی :
با بالاگرفتن اختلافها میان انجمن حجتیه و پارهایی از سران نظام و ارگانها و نهادها، امامخمینی (ره) در روز سهشنبه
26 تیرماه 1362 در سخنانی فرمودند:« یک دسته دیگر هم که تزشان این است که بگذارید که معصیت زیاد شود تا حضرت صاحب بیاید.
حضرت صاحب مگر برای چی میآید؟
حضرت صاحب میآید معصیت را بردارد. ما معصیت میکنیم که او بیاید؟
این اعوجاجات را بردارید، این دستهبندیها را برای خاطر خدا، اگر مسلمانید، و برای خاطر کشورتان، اگر ملی هستید، این دستهبندیها را بردارید.
در این موجی که الآن این ملت را به پیش میبرد، در این موج خودتان را وارد کنید
برخلاف این موج حرکت نکنید که دست و پایتان خواهد شکست . »
در پی این سخنان، چند روز بعد در اول مردادماه 1362، انجمن با صدور اعلامیهایی کلیه جلسات و فعالیتها و برنامههای علنی خود را تعطیل اعلام کرد و به فعالیتهای پنهان و غیررسمی روی آورد.
بیانیه انجمن حجتیه در پاسخ به سخنان امام خمینی :
در قسمتی از این بیانیه آمده :
« در پی این فرمایش (سخنان امام خمینی (ره)) تبلیغ شد که طرف خطاب و امر مبارک، این انجمن است.
اگرچه به هیچوجه افراد انجمن را مصداق مقدمه بیان فوق نیافته و نمییاییم و در ایام گذشته، به خصوص از زمانی که حضرت ایشان با صدور اجازه انجمن از سهم امام (ع) این خدمات دینی و فرهنگی را تأیید فرموده بودند هیچ دلیل روشن و شاهد مسلمی که دلالت بر صلاحدید معظمله به تعطی ل انجمن نماید درست نبود، معذلک در مقام استفسار برآمدیم.
البته تماس مستقیم میسر نگشت.
لکن با تحقیق از مجاری ممکنه و شخصیتهای محترمه موثقه و با توجه به قراین کافیه محرز شد که مخاطب امر معظمله، این انجمن میباشد لذا موضوع توسط مسؤولان انجمن به عرض مؤسس معظم و استاد مکرم حضرت حجتالاسلام و المسلمین آقای حلبی دامت برکاته رسید،
فرمودند: «در چنین حالتی وظیفه شرعی در ادامه فعالیت نیست، کلیه جلسهها و برنامهها باید تعطیل شود ».
علیهذا همانگونه که بارها کتباً و شفاهاً تصریح کرده بودیم، بر اساس عقیده دینی و تکلیف شرعی خود، تبعیت از مقام معظم رهبری و مرجعیت و حفظ وحدت و یکپارچگی است و رعایت مصالح عالیه مملکت و ممانعت از سوء استفاده دستگاههای تبلیغاتی بیگانه و دفع غرضورزی دشمنان اسلام را برای ادامه فعالیت و خدمت مقدم دانسته، اعلام میداریم که از این تاریخ، تمام جلسهها و خدمات انجمن تعطیل میباشد و هیچکس مجاز نیست تحت عنوان این انجمن کوچکترین فعالیتی کند و اظهارنظر با عملی مغایر تعطیل نمایند که یقیناً در پیشگاه خدای متعال و امام زمان سلامالله علیه مسؤول خوهد بود . »
« در پی این فرمایش (سخنان امام خمینی (ره)) تبلیغ شد که طرف خطاب و امر مبارک، این انجمن است.
اگرچه به هیچوجه افراد انجمن را مصداق مقدمه بیان فوق نیافته و نمییاییم و در ایام گذشته، به خصوص از زمانی که حضرت ایشان با صدور اجازه انجمن از سهم امام (ع) این خدمات دینی و فرهنگی را تأیید فرموده بودند هیچ دلیل روشن و شاهد مسلمی که دلالت بر صلاحدید معظمله به تعطی ل انجمن نماید درست نبود، معذلک در مقام استفسار برآمدیم.
البته تماس مستقیم میسر نگشت.
لکن با تحقیق از مجاری ممکنه و شخصیتهای محترمه موثقه و با توجه به قراین کافیه محرز شد که مخاطب امر معظمله، این انجمن میباشد لذا موضوع توسط مسؤولان انجمن به عرض مؤسس معظم و استاد مکرم حضرت حجتالاسلام و المسلمین آقای حلبی دامت برکاته رسید،
فرمودند: «در چنین حالتی وظیفه شرعی در ادامه فعالیت نیست، کلیه جلسهها و برنامهها باید تعطیل شود ».
علیهذا همانگونه که بارها کتباً و شفاهاً تصریح کرده بودیم، بر اساس عقیده دینی و تکلیف شرعی خود، تبعیت از مقام معظم رهبری و مرجعیت و حفظ وحدت و یکپارچگی است و رعایت مصالح عالیه مملکت و ممانعت از سوء استفاده دستگاههای تبلیغاتی بیگانه و دفع غرضورزی دشمنان اسلام را برای ادامه فعالیت و خدمت مقدم دانسته، اعلام میداریم که از این تاریخ، تمام جلسهها و خدمات انجمن تعطیل میباشد و هیچکس مجاز نیست تحت عنوان این انجمن کوچکترین فعالیتی کند و اظهارنظر با عملی مغایر تعطیل نمایند که یقیناً در پیشگاه خدای متعال و امام زمان سلامالله علیه مسؤول خوهد بود . »

و اما انجمن حجتیه :
اما این پایان انجمن حجتیه نبود و اساسا انجمن حجتیه بر طبق اساسنامه خو پایانی ندارد :
« .... هدف انجمن ثابت و تا زمان ظهور حضرت بقیهالاعظم امام زمان ارواحنافداه لا یتغیر خواهد بود.
اما برنامههای آن با توجه به شرایط و نیاز جامعه و بر اساس حفظ هدف کمی و ... تغییر یا تعمیم مییابد... »
انجمن تا رحلت امام خود را پنهان نگاه داشت.
و به اعتقاد بسیاری پس از مرگ امام روح الله خمینی در سال ۱۳۶۸ بار دیگر فعالیتهای این گروه آغاز شد.
سالهای ابتدایی دهه ۷۰ به تربیت نیروهای جدید این گروه گذشت و در اواخر دههٔ ۷۰ شمسی باز هم فعالیت خود را گسترش داد.
تا آنکه امروز انجمن حجتیه پس از مرگ شیخ محمود حلبی در در ۲۶ دی ۱۳۷۶ (در سن ۸۰ سالگی ) و بدون مشخص بودن نام پدر و رهبر معنوی و حامیان مالی ، اقدام به درخواست مجوز فعالیت در انقلاب اسلامی ، از دهمین دولت جمهوری اسلامی ایران کرده است.
لطفا بدون ذکر منبع (سایت انجمن کادح ) از این مطالب استفاده نکنید
منابع :
مصاحبه آیتالله هاشمی رفسنجانی درباره انجمن با نشریه آیندهسازان ارگان اتحادیه انجمن ملی اسلامی دانشآموزان، شماره 17
کتاب جریانها و سازمانهای مذهبی سیاسی ایران سالهای ۱۳۲۰ الی ۱۳۵۷، رسول جعفریان
صحیفه امام خمینی(ره)
دانشنامه ایرانیکا
نشریه ایران جوان، شماره 111
سایت باشگاه اندیشه
سایت ویکی پدیا
وبلاگ سرود زندگی
و اما انجمن حجتیه (1) | شیخ محمود کلبی (1) | درخواست مجوز فعالیت (1) | امام خمینی (6) | حلبی (1) | انجمن خیریه حجتیه (1) | بیانیه انجمن حجتیه (1) | هاشمی رفسنجانی (1)
