apmkadeh.com

امتیاز
 

‏ گنجینه علوم آل رسول ، صادق آل محمد (ص) (20 مهر)

ارسال به دوستاندریافت PDFچاپ متن


 گنجینه علوم آل رسول ، صادق آل محمد (ص)

روزها یاد آوران خوبی هستند . یادآور آنان که برایمان مهمند . یادآور آنان که دوستشان داریم و آنان که نیازمند شان هستیم . شب 25 شوال ، یادآور غرب غریبانه صاحب فقه جعفری است.جعفربن محمد صادق (ع) ششمین امام محبوبمان که به علم ،فقه ، تربیت عالمان ، فلیسوفان ومتکلمین بسیاری معروف است، گنجینه معارفی است که بی آنکه بدانیم کمی از آن ارتزاق می کنیم . اگر او را بیشتر بشناسیم بی تردید از چشمه فیاض علم او خود را سیراب خواهیم کرد .

در نوشته زیر یکی از مناظرات علمی وی که حقایق بیشماری را آشکار می کند. می خوانیم :

عبد الکریم پسر عتبه هاشمى گفت خدمت حضرت صادق در مکه بودم گروهى از معتزله از قبیل عمرو بن عبید و واصل بن عطا و حفص ابن سالم و چند نفر از سران آن دسته خدمت حضرت صادق رسیدند این جریان موقع کشته شدن ولید بود که در میان شامیان اختلاف افتاده بود.

اینها شروع بصحبت کردند و سخن را طولانى کردند حضرت صادق فرمود شما خیلى صحبت کردید یک نفر را نماینده خود قرار دهید او با من باختصار حرف بزند.

نمایندگى بعمرو بن عبید دادند سخنرانى طولانى کرد و از جمله سخنان او این بود که گفت مردم شام خلیفه خود را کشتند و بین آنها اختلاف افتاد. بالاخره ما یک نفر که داراى دین و مروت و عقل است و از خاندان رهبرى و خلافت بشمار میرود یعنى محمّد بن عبد اللَّه بن حسن را انتخاب نمودیم. تصمیم گرفتیم با او بیعت کنیم و مردم را به پیروى از او دعوت نماییم هر که با ما موافقت نمود از او پشتیبانى کنیم هر که از ما کناره گرفت باو کارى نداشته باشیم هر که با ما مخالفت کرد با او پیکار میکنیم بواسطه ستمگرى و انحرافش تا او را وادار به پیروى ازحق نماییم.

تصمیم گرفتیم این جریان را بشما عرضه بداریم چون بدون شما نمیتوانیم این کار را از پیش ببریم بواسطه دانش زیاد و پیروان فراوانى که دارید .سخن خود را که تمام کرد حضرت صادق فرمود همه شما همین سخن را میگویید گفتند بلى. آنگاه حمد و سپاس خدا را نموده درود بر پیامبر اکرم فرستاد سپس فرمود: ما وقتى مردم بمعصیت خدا مشغول شوند ناراحت میشویم اما اگر اطاعت خدا را نمایند خشنودیم.

اکنون بگو به‏بینم اگر ملت مسلمان بدون جنگ و خونریزى اختیار خود را بتو بسپارند و بگویند هر کس را تو انتخاب کنى ما قبول داریم تو چه کسى را انتخاب میکنى؟ گفت من بین مسلمانان بمشورت وامیگذارم فرمود بین همه مسلمانان؟ گفت آرى. پرسید بین دانشمندان و مردمان خوب؟ گفت بلى فرمود: قریش و غیر قریش؟ گفت بین عرب و عجم.

فرمود بگو ببینم ابا بکر و عمر را دوست میدارى یا از آن دو بیزارى؟ گفت دوست میدارم. فرمود اگر از آن دو بیزار میبودى میتوانستى با ایشان مخالفت کنى ولى در صورتى که آنها را دوست بدارى اکنون مخالف آن دو رفتار کردى زیرا عمر ابا بکر را تعیین نمود و با او بخلافت بیعت کرد و با هیچ کس مشورت نکرد باز ابا بکر خلافت را بعمر واگذاشت بدون اینکه با کسى مشورت کند. عمر در شورى شش نفرى قرار داد تمام انصار را از مشورت محروم نمود فقط بهمان شش نفر از قریش داد. سپس سفارشى کرد در مورد آنها بمردم که خیال نمیکنم تو و هم مسلکهایت به‏پسندید. گفت چه کرد؟

فرمود دستور داد سه روز صهیب بر مردم نماز بگذارد و آنها بمشورت بپردازند احدى بآنها نپیوندد مگر پسر عمر با او مشورت بکنند ولى از خلافت نصیبى نداشته باشد.

به مهاجرین و انصارى که حضور داشتند سفارش کرد که اگر سه روز گذشت‏ و با کسى بیعت نکردند گردن هر شش نفر را بزنند اگر چهار نفر با یکى بیعت کردند و دو نفر مخالف بودند گردن آن دو نفر را بزنند. آیا بچنین شورایى تن در میدهید و مایلید همین طور شورى قرار دهید بین مسلمانان؟  گفتند: نه.

 فرمود: عمرو! از این جریان نیز میگذریم حالا بگو اگر با این دوست تو (محمّد بن عبد اللَّه بن حسن) بیعت شود تمام مسلمانان در پیشوایى او اتحاد کنند حتى دو نفر مخالف هم نداشته باشد آن وقت بخواهید تکلیف کافرهایى که نه مسلمان شده‏اند و نه جزیه (مالیات) مى‏پردازند معین کنید آیا آن علم و دانش را دارید که مطابق رفتار پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله با آنها معامله کنید در جنگ کردن؟

گفتند بلى. فرمود: گرچه مجوسى و اهل کتاب باشند؟ گفتند آرى فرمود در صورتى که اهل کتاب نباشند آتش‏پرست یا بت‏پرست یا حیوان پرست باشند باز میدانید با آنها چگونه رفتار کنید؟ گفتند فرقى نیست بین این دو دسته که توضیح دادى.

فرمود قرآن میخوانید؟ گفتند آرى فرمود این آیه را بخوان قاتِلُوا الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ لا یُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ لا یَدِینُونَ دِینَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ حَتَّى یُعْطُوا الْجِزْیَةَ عَنْ یَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ

در این آیه خداوند شرط میکند جزیه را بگیرید از کسانى که اهل کتاب هستند تو میگویى اهل کتاب با دیگران مساویند!؟ گفت بلى فرمود این علم را از کجا آموخته‏اى. عرضکرد شنیدم مردم چنین میگویند. فرمود از این هم بگذریم اگر این اهل کتاب از دادن جزیه امتناع ورزند و با آنها جنگ کنى و پیروز شوى در باره غنیمت جنگى چه خواهى کرد؟

گفت یک پنجم آن را جدا میکنم و چهار پنجم را بین سربازانى که جنگ‏ کرده‏اند تقسیم مینمایم. فرمود بین تمام سربازان قسمت میکنى؟ گفت آرى فرمود این کار مخالف دستور و رفتار پیغمبر است اکنون میتوانى از فقهاى مدینه و کهنسالان آنها بپرسى که در جواب همه میگویند که پیغمبر اکرم با اعراب مصالحه نمود باین شرط که در مسکن و وطن خود باشند و مهاجرت نکنند در صورتى که احتیاج بکمک جنگى پیدا کرد آنها سرباز بدهند و پیامبر را کمک کنند ولى از غنیمت نصیبى نداشته باشند باز تو میگویى؟ بین همه مساوى تقسیم میکنى در این صورت مخالف رفتار پیامبر در مورد مشرکین عمل کرده‏اى.

از این نیز بگذریم در باره زکاة چه میگویى؟ این آیه را خواند إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساکِینِ وَ الْعامِلِینَ عَلَیْها  فرمود بسیار خوب چطور بین آنها تقسیم میکنى؟ گفت بهشت قسمت میکنم هر دسته‏اى را یک سهم از این هشت قسمت میدهم فرمود اگر یک دسته ده هزار نفر و یک دسته فقط یک نفر یا دو یا سه نفر باشند چه میکنى؟

گفت: به آن یکنفر برابر با ده هزار نفر میدهم. فرمود: بسیار خوب همین کار را در مورد زکاة شهرنشینان و بادیه‏نشینان میکنى و هر دو را مساوى قرار میدهى؟ گفت: بلى. فرمود: در هر دو مورد مخالف دستور و رفتار پیامبر اکرم عمل کرده‏اى زیرا پیغمبر اکرم زکات بادیه‏نشینان را بین خودشان و شهرنشینان را بین شهرنشینان تقسیم مینمود و مساوى تقسیم نمیکرد باندازه‏اى که حضور داشتند و بمقدارى که صلاح میدانست میداد اگر حرف مرا قبول ندارى از فقهاء مدینه و پیر مردان بپرس بدون اختلاف خواهند گفت که پیامبر اکرم چنین تقسیم میکرد.

در این موقع بعمرو بن عبید فرمود: از خدا بترس شما نیز از خدا بترسید پدرم که بهترین مردم روى زمین و داناترین آنها نسبت بقرآن و سنت پیامبر بود میگفت: پیامبر اکرم فرموده: هر کس با شمشیر مردم را دعوت به پیروى از خود بنماید با اینکه در میان مسلمانان از او داناتر باشد او گمراه و زورگو است‏

منبع :

زندگانى حضرت امام جعفر صادق علیه السلام        

باب هفتم مناظرات امام علیه السلام با ابو حنیفه و سایر اهل زمانش ، ص 181  




مناظرات (1) | فقه جعفری (1) | امام جعفر صادق (1)





نور فاطمه

گفتاری از حاج میرزا اسماعیل دولابی

ان شاءالله روز قیامت آن قدر به فاطمه زهرا علاقه مند هستیم که هر وقت آنها را گم کردیم خودشان می آیند ما را در بغل می گیرند و می گویند: ما را ندیدید؟ از بس ما را دوست دارند. ان شاء الله الآن هم همین طور علاقه مند باشیم و قلب ما مال اینها باشد.

ادامه مطلب

جستجو

کلمات کلیدی

آمار بازدید کنندگان

تعداد افراد آنلاین : 13
تعداد بازدید امروز : 49
تعداد کل بازدیدکننده ها : 14244
صفحات بازدید شده امروز : 498
کل صفحات بازدید شده : 266304