apmkadeh.com

امتیاز
 

آشنایی با فراماسون - بخش دوم (16 فروردين)

ارسال به دوستاندریافت PDFچاپ متن


فراماسونری و شوالیه های معبد

آشنایی با فراماسون ـ بخش سوم

آشنایی با فراماسون ـ بخش چهارم

آشنایی با فراماسون ـ بخش پنجم

آشنایی با فراماسون ـ بخش ششم

آشنایی با فراماسون - بخش هفتم

بیشتر مورخان «فراماسونری» متفق القول بر این باروند که مبدأ این سازمان به جنگ‌های صلیبی باز می‌گردد . اگرچه فراماسونری به طور رسمی در اوایل قرن هیجدهم میلادی در انگلستان بنا نهاده شد ، اما ریشه‌ها و مبادی آن به جنگ‌های صلیبی قرن داوزدهم باز می‌گردد . در نقطه عطف حکایت آشنای فراماسونری دسته‌ای به نام «شوالیه‌های معبد» قرار دارد .

برخلاف آنچه بسیاری بر آن اصرار می‌ورزند ، جنگ‌های صلیبی نه اردوکشی نظامی با هدف گسترش مسیحیت ، بلکه تنها با اهداف مادی صورت پذیرفتند .

در دوره‌ای که اروپا فقر شدید و بیچارگی مفرط را تجربه می‌کرد ، کامیابی و رفاه شرق ، به خصوص مسلمانان خاورمیانه توجه اروپاییان را به خود جلب نمود . این وسوسه ، رونمایی از مذهب به خود گرفت و به سمبل‌های مسیحی مزین گردید . در عین حال اندیشه جنگ‌های صلیبی از میل به منافع مادی و دنیایی متولد شده بود و این ، علت تغییر رویکرد مسیحیان اروپا از سیاست‌های صلح‌طلبانه در دوران اولیه تاریخشان به تجاوزهای نظامی ویرانگر به شمار می‌رفت.

بنیان‌گذار جنگ‌های صلیبی «پاپ اربن دوم» بود . وی در سال 1095 م مجلس «کلرمونت» را که اصول صلح‌طلبانه پیشین مسحیت در آن متروک گردید ، فرا خواند .

دعوت به جنگ با نیت به چنگ آوردن سرزمین‌های مقدس از دست مسلمانان اعلام گردید و در پی آن لشگر بزرگی از صلیبیان تشکیل شد که سربازان نظامی و ده‌ها هزار نفر از مردمان عادی آن را تشکیل می‌دادند .

مورخان بر این باورند که اقدام اربن دوم با انگیزه خنثی کردن یکی از رقبای طالب سمت پاپی صورت پذیرفت. به علاوه شاهان اروپا، شاهزادگان، اشراف و دیگران در حالی دعوت پاپ را با شور پاسخ گفتند که مقصودی جز اغراض دنیایی نداشتند .

بنا به گفته «دونالد کویلر» از دانشگاه ایلینوی :

شوالیه‌های فرانسوی به دنیال زمین‌های بیشتر بودند. تجار ایتالیایی امیدوار بودند تجارت خود را در بنادر خاورمیانه توسعه دهند شمار وسیع مردم بی‌نوا تنها برای فرار از سختی زندگی روزمره خویش به لشگر اعزامی پیوستند .

این جمعیت حریص در راه خود به شرق بسیاری از مسلمانان و حتی یهودیان را به امید یافتن طلا و جواهرات، قتل عام کردند. صلیبیان حتی شکم قربانیان را برای یافتن طلا و سنگ‌های قیمتی که گمان می‌کردند آنها را در قبل از مرگ بلعیده‌اند، پاره می‌کردند .

گروه مختلط چند چهره صلیبیان پس از سفری طولانی و سخت و غارت و قتل عام وسیع مسلمانان در سال 1099 به اورشلیم رسید. شهر اورشلیم در پی محاصره‌ای که پنج هفته ادامه داشت، سقوط کرد و صلیبیان به آن وارد شدند. جهان به ندرت شاهد بی‌رحمی و وحشی‌گری مانند آنچه صلیبیان انجام دادند، بوده است. آنها همه مسلمانان و یهودیان شهر را به دم شمشیر سپردند. بر اساس سخنان یک تاریخ نگار :

آنها همه اعراب و ترک‌هایی را که می‌یافتند ـ چه مرد و چه زن ـ می‌کشتند .

ارتش صلیبیان طی دو روز 40000 مسلمان را با وحشی‌ترین شیوه ممکن به قتل رساند. یکی از صلیبیان به نام «ریموند» به این خشونت چنین مباهات می‌کند :

مناظر شگفت‌آور بودند. بعضی از مردان ما سر دشمنان خود را قطع می‌کردند؛ برخی آنها را در حالی که روی برج بودند هدف تیر قرار می‌دادند تا سقوط کنند؛ بعضی آنها را بیشتر شکنجه می‌کردند و در آتش می‌انداختند .

در کوچه‌های شهر پشته‌های سر و دست و پا دیده می‌شد . برای حرکت باید با احتیاط از میان اجساد انسان‌ها و اسب‌ها عبور می‌کردیم. اما اینها در مقایسه با آنچه در «معبد سلیمان» صورت گرفت بی‌اهمیت است. در معبد و رواق سلیمان ، مردان ما در حالی که خون به زانوها و افسار اسب‌هایشان می‌رسید عبور می‌کردند .

 آنها اروشلیم را پایتخت خود مقرر نمودند و قلمرو پادشاهی را سرزمین‌های فلسطین تا آنتیاک (در سوریه و ترکیه) تشکل می‌داد . آنها از این زمان به بعد برای حفظ موقعیت خویش در خاورمیانه قدم در راه مبارزات جدید نهادند . حفظ کشور تازه یافته به سازماندهی نیازمند بود . به همین منظور طبقات نظامی را تشکیل دادند که اعضای این دسته‌ها از اروپا به فلسطین می‌آمدند و در مکان‌هایی شبیه صومعه زندگی می‌کردند و برای جنگ با مسلمانان آموزش نظامی می‌دیدند. یکی از این دسته‌ها با بقیه تفاوت داشت و دگرگونی را تجربه کرد که بر سیر تاریخ تأثیر‌گذار بود. این طبقه شوالیه‌های معبد نام داشتند .

دسته شوالیه‌های معبد یا نام کاملشان:

«هم رزمان مِسکین عیسی مسیح و معبد سلیمان»

در سال 1118 ـ یعنی بیست سال پس از اشغال اروشلیم ـ توسط صلیبیان تشکیل شد . مؤسسان این طبقه دو شوالیه فرانسوی به نام‌ «هیودی پینر» و «گادفری دو سنت امر» بودند .این دسته در ابتدا 9 عضو داشت اما به تدریج رشد کرد . علت انتخاب نام معبد سلیمان برای گروه مکانی بود که به عنوان مقر انتخاب کرده بودند  آنها در کوه معبد در مکان معبد ویران شده سکنا گزیدند . در همین محل مسجد «قبة الصخره» بنا شد . 

آنان خود را سربازان مسکین نام نهادند ، اما در اندک زمانی بسیار ثروتمند شدند . زایران مسیحی که از اروپا به فلسطین می‌آمدند تحت کنترل کامل این گروه بودند و در نتیجه با پول زایران به ثروت هنگفتی دست یافتند .نگهبانان معبد عامل اصلی حملات بعدی صلیبیان به مسلمانان و کشتن آنها به شمار می‌رفتند . به همین علت «صلاح الدین» فرماندار بزرگ اسلام که در سال 1187 لشکر صلیبیان را در جنگ «هیتن» شکست داد و اروشلیم را رهانید ، شوالیه‌های معبد را به خاطر جنایاتشان به مرگ سپرد ؛ درحالی که پیش ازاین بسیاری ازمسیحیان را عفو کرده بود. شوالیه‌های معبد با وجود آنکه اورشلیم را از دست دادند و خسارات زیادی متحمل شدند و با وجود کاهش روز افزون حضور مسیحیان در فلسطین، به حیات خود ادامه دادند و بر قدرت خود در اروپا افزودند و ابتدا در فرانسه و سپس در سایر کشورها، بخشی از دولت شدند .

 

تردیدی نیست که قدرت سیاسی آنان پادشاهان اروپا را پریشان خاطر نمود. اما جنبه‌ دیگری از شوالیه‌های معبد روحانیت کلیسا را آشفته می‌کرد ؛ و آن اینکه نظام به تدریج از دین مسیح برمی‌گشت و با حضور در اورشلیم عقاید سری و درونی ناشناسی اختیار می‌نمود .شایعه‌‌هایی نیز مبنی بر سازمان بخشی آدابی خاص برای تجلی این تعالیم به گوش می‌رسید .

بالاخره در سال 1307 «فیلیپ لوبل» پادشاه فرانسه تصمیم گرفت اعضای این دسته را دستگیر نماید. در این میان بعضی موفق به فرار شدند ، اما بیشترشان گرفتار گشتند. در پی یک دوره طولانی بازپرسی و محاکمه، بسیاری از شوالیه‌های مصر به عقاید بدعت‌ آمیز خود اعتراف نمودند و اقرار کردند که در میان خود به حضرت عیسی (ع(توهین می‌کرده‌اند. سرانجام رهبران شوالیه‌های معبد ، که «استاد بزرگ» نام داشتند ، از جمله «ژاک دومالی» در سال1314  به دستور کلیسا و پادشاه اعدام شدند ، و تعداد بی‌شماری نیز زندانی و آن دسته نیز پراکنده و رسماً ناپدید گردید .

محاکمه معبدیان پایان یافت ، اما با آنکه رسماً وجود خارجی نداشت ، به واقع ناپدید نگردید . طی بازداشت‌های ناگهانی سال 1307 بعضی از شوالیه‌های معبد موفق شدند بدون به جا گذرادن ردی از خویش بگریزند . بر مبنای رساله‌ای با اسناد مستند تاریخی،تعداد عمده‌ای از اعضای این گروه به تنها قلمرو پادشاهی اروپا که کلیسای کاتولیک را به رسمیت نمی‌شناخت ـ یعنی کشور اسکاتلند ـ پناه بردند. آنها تحت حمایت پادشاه اسکاتلند «رابرت بروس» تشکیلات خود را احیا نمودند و اندکی بعد برای ادامه حیات نامشروع خویش روش مناسبی یافتند . آنها به مهم‌ترین لژ جزایر بریتانیا در زمان قرون وسطی «لژ وال بیلدرز» نفوذ نمودند و عاقبت کنترل آن را به طور کلی در دست گرفتند . 

این لژ در اوایل عصر مدرن نام خود را به «لژ فراماسون» تغییر داد . لژ اسکاتلند قدیمی‌ترین شاخة فراماسونری می‌باشد و به اوایل قرن چهاردهم، زمانی که شوالیه‌های معبد به اسکاتلند پناهنده شدند باز می‌گردد .

القابی که به افراد عالی‌رتبه این لژ داده می‌شد قرن‌ها پیش‌تر به شوالیه‌های معبد اعطا می‌گردید . این عناوین تا به امروز به کار می‌روند به طور خلاصه معبدیان ناپدید نشدند و هنوز فلسفه ، عقاید و تشریفاتشان در لباس مبدل فراماسونری پابرجاست . شواهد بی‌شمار تاریخی این موضوع را تأیید می‌کنند وامروز شمار وسیعی از تاریخ‌دانان غربی ـ چه فراماسون و چه غیرفراماسون ـ این امر را پذیرفته‌اند . گاهاً در مجلات فراماسون‌ها که برای اعضا منتشر می‌شود به ریشه‌یابی فراماسونری و شوالیه‌های معبد اشاره می‌شود . فراماسون‌ها این موضوع را کاملاً پذیرفته‌اند .یکی از این مجلات «معمارسنیان» نام دارد این نشریه که متعلق به فراماسون‌های ترکیه می‌باشد ، ارتباط میان طبقه معبد و فراماسون‌ها را چنین تشریح می‌کند :
در سال 1312 زمانی که پادشاه فرانسه زیر فشار کلیسا، گروه معبد را توقیف کرد و اموالشان را به شوالیه‌های «سنت‌جان» داد فعالیت‌های آنان متوقف نشد. شمار بسیاری از آنها به لژ‌های ماسونی که در آن زمان فعال بودند پناه بردند «مبیگناک» رهبر معبدیان و اندکی از سایر اعضا در پناه یکی از لژهای وال بیلدرز به نام «مک بیناچ» به اسکاتلند گریختند. «رابرت» پادشاه اسکاتلند به آن‌ها خوش‌آمد گفت و اجازه داد نفوذ خود را بر لژهای ماسونی اسکاتلند گسترش دهند. در نتیجه لژ‌های اسکاتلند از نظر مهارت و عقاید اهمیت بسیاری یافتند .امروز فراماسون‌ها از نام مک بیناچ با احترام یاد می‌کنند. ماسون‌های اسکاتلندی که وارث میراث اسکاتلند بودند، سال‌ها بعد آن را به فرانسه باز گرداندند و پایه‌های لژ اسکاتلند را بنا کردند.

مجله معمارسینان بار دیگر اطلاعات بسیاری در ارتباط با شوالیه‌های معبد و فراماسونری ارایه می‌دهد و در مقاله‌ای با عنوان «شوالیه‌های معبد و فراماسون‌ها» چنین بیان می‌کند :

تشریفات نظام معبد شبیه تشریفات فراماسونری امروز است.

برمبنای این مطلب، اعضای شوالیه‌های معبد مانند اعضای فراماسونری یکدیگر را برادر خطاب می‌کنند. در پایان مقاله می‌خوانیم:

شوالیه‌های معبد و سازمان فراماسونری به میزان قابل توجهی بر یکدیگر تأثیر‌گذارده‌اند . حتی آداب و مراسم دو گروه چنان شبیه یکدیگر است که گویی از شوالیه‌های معبد نمونه‌برداری انجام شده است در این ارتباط ، ماسون‌ها به شدت خود را وابسته به معبدیان می‌دانند و در نهایت می‌توان گفت آنچه نسخه اولیه فراماسونری تلقی می‌شود میراث شوالیه‌های معبد است .

ادامه دارد

لطفا بدون ذکر منبع (سایت انجمن کادح ) از این مطالب استفاده نکنید







فراماسون (11) | شوالیه های معبد (1)





نور فاطمه

گفتاری از حاج میرزا اسماعیل دولابی

ان شاءالله روز قیامت آن قدر به فاطمه زهرا علاقه مند هستیم که هر وقت آنها را گم کردیم خودشان می آیند ما را در بغل می گیرند و می گویند: ما را ندیدید؟ از بس ما را دوست دارند. ان شاء الله الآن هم همین طور علاقه مند باشیم و قلب ما مال اینها باشد.

ادامه مطلب

جستجو

کلمات کلیدی

آمار بازدید کنندگان

تعداد افراد آنلاین : 15
تعداد بازدید امروز : 50
تعداد کل بازدیدکننده ها : 14244
صفحات بازدید شده امروز : 528
کل صفحات بازدید شده : 266334