امتیاز
الکوفی بخش دوم (12 بهمن)
شکل گیری کوفه

دوران خلافت خلیفه دوم مقارن بود با فتوحات سرزمین های مجاور سرزمین اسلامی .
پس از فتح سرزمین عراق و تصرف مداین ، سپاه فاتح که از منازل و قبایل خود دور مانده بودند به پایگاهی برای استقرار موقت و اردوگاهی برای سکونت و تجدید قوا برای فتوحات بعدی نیاز داشت .
خلیفه با مشاهده رنگ زرد و تن رنجور پیک ،از او علت را جویا شد .
وی گفت: به سبب بدی آب و هواست .
عمر نامه ای به سعد نوشت و از وی خواست دلیل رنجوری سپاه اعراب را توضیح دهد .
سعد نوشت : لاغری عرب ها و تغییر رنگ شان به علت ناسازگاری مداین و دجله است .
سعد ، سلمان و حذیفه را ، طبق دستور عمر ، مامور کرد تا محل مناسبی بیابند .
سلمان رفت تا به انبار رسید ، پس از آن قسمت غربی فرات را طی کرد و هیچ محلی را مناسب تشخیص نداد تا به سرزمین کوفه رسید .
حذیفه نیز قسمت شرقی فرات را پیمود و مکان مناسبی نیافت تا به کوفه رسید .
این دو به شن زار کوفه که رسیدند در آن جا سه دیر مشاهده کردند ( دیر حرمه ، ام عمرو و سلسله ) که آبادی هایی نیز در میان مسیر این سه دیر بود .
آن ها این محل را مناسب دیدند ، در آن نماز گزاردند ، دعا کردند و سپس نزد سعد بازگشتند و خبر را به او رساندند .
سعد نیز محل و مکان موردنظر سلمان و حذیفه را به اطلاع خلیفه رساند و عمر با استقرار در این محل موافقت کرد 2 .
پس از فتح سرزمین عراق و تصرف مداین ، سپاه فاتح که از منازل و قبایل خود دور مانده بودند به پایگاهی برای استقرار موقت و اردوگاهی برای سکونت و تجدید قوا برای فتوحات بعدی نیاز داشت .
مداین شهر زیبای پارسی می توانست این نیاز را برآورده سازد .
لذا سعد بن ابی وقاص سردار فاتح عراق و ایران ، معروف به سردار قادسیه ، سپاه پیروز اعراب را در این شهر ساسانی اسکان داد و پیکی به مدینه فرستاد تا خبر فتح مداین را به خلیفه و مدینه برساند .خلیفه با مشاهده رنگ زرد و تن رنجور پیک ،از او علت را جویا شد .
وی گفت: به سبب بدی آب و هواست .
عمر نامه ای به سعد نوشت و از وی خواست دلیل رنجوری سپاه اعراب را توضیح دهد .
سعد نوشت : لاغری عرب ها و تغییر رنگ شان به علت ناسازگاری مداین و دجله است .
خلیفه به سعد پاسخ داد :
سرزمینی با اعراب سازگاراست که با شتر های شان ساز گار باشد . سلمان وحذیفه را مامور یافتن جایی مناسب گردان . جایی که دریا میان من و آنان فاصله نیندازد 1 .سلمان رفت تا به انبار رسید ، پس از آن قسمت غربی فرات را طی کرد و هیچ محلی را مناسب تشخیص نداد تا به سرزمین کوفه رسید .
حذیفه نیز قسمت شرقی فرات را پیمود و مکان مناسبی نیافت تا به کوفه رسید .
این دو به شن زار کوفه که رسیدند در آن جا سه دیر مشاهده کردند ( دیر حرمه ، ام عمرو و سلسله ) که آبادی هایی نیز در میان مسیر این سه دیر بود .
آن ها این محل را مناسب دیدند ، در آن نماز گزاردند ، دعا کردند و سپس نزد سعد بازگشتند و خبر را به او رساندند .
سعد نیز محل و مکان موردنظر سلمان و حذیفه را به اطلاع خلیفه رساند و عمر با استقرار در این محل موافقت کرد 2 .

طبق آن چه در وحله اول ازاخبار مورخین به دست می آید این است که علت اصلی بنای شهر کوفه :
استقرارسپاه اعراب بوده و از آن جا که مداین محل مناسبی نبود و پشه و مگس آن سبب آزار اعراب می شده ، سپاهیان به دستور عمر به کوفه کوچ کردند .
این که مداین ، پایتخت زیبای شاهان تجمل گرای ساسانی با طبع اعراب ناسازگار بوده بسیار جای تعجب است !!شاید این ناسازگاری به خلق اعراب مربوط می شده نه طبع آنان .
چرا که خوی اعرابی که مدت ها در جنگ به سر برده و هم چون عصر جاهلی از شهر نشینی و تمدن فاصله گرفته بودند به خونریزی و غنیمت طلبی بیشتر متمایل بود تا شهر نشینی .
دلیل دیگری که نشان می دهد بدی آب و هوا صرفا بهانه بوده این است که خلیفه تاکید می کند مانع دریایی یا آبی بین خط مقدم سپاه و عقبه سپاه وجود نداشته باشد .علت این تاکید را در دو نکته می توان یافت .
اول
این که این امر موجب سهولت در تجهیز سپاه می شده است . در واقع اسکان آنان می بایست در مکانی به وقوع پیوندد که در عین این که سپاهیان به زندگی عادی خود بتوانند ادامه دهند ، امکان آمادگی سریع برای حملات و جنگ های بعدی را نیز داشته باشند .
دوم
این که تاکید خلیفه بر عدم وجود دریا ، تاکید بر از دست ندادن خط گریز در جنگ های بعدی بود و در مداین ، رود دجله مانع این امر می شد .
به اعتقاد جرجی زیدان
صحرا به منزله پناهگاه عرب بود که نمی بایست از دست برود . عرب ها هنگام خطر و شکست به صحرا پناه می بردند و پس از نا امید شدن دشمن ، دوباره برمی گشتند و حمله می کردند .
وی در کتاب تاریخ تمدن اسلامی این نکته را یکی از رموز پیروزی اعراب قلمداد کرده و تاکید خلیفه دوم بر عدم وجود مانع آبی را به این دلیل می داند 3 .
با کند و کاو و بررسی دقیق تر منابع تاریخی به علت دیگری درخصوص احداث شهرکوفه نیز پی می بریم .
طبری می نویسد :عمر مقرری خاصی برای سپاهیان مداین که بعد به کوفه منتقل شدند در نظر گرفت که مخصوص آن ها و کسانی بود که به آن ها محق می شدند و به آن ها کمک می کردند و به دیگران تعلق نمی گرفت 4 .
از سوی دیگر نقل کرده اند سعد به محض پیروزی ، اموال مداین وگنجینه شاهان ساسانی ، اسب های مداین و کنیزان ایرانی را بین سپاه تقسیم کرد .
به طوری که پس از برداشت خمس به هر نفر 12000 (درهم ) رسید 5 .
اعراب سرمست از این پیروزی ، زنان اهل کتاب مداینی را به همسری برگزیدند و برخی از آن ها تنها با سرزنش و دستور عمر آن ها را طلاق دادند 6 .

یاقوت می نویسد :
پس از تسلط خالد (یکی از نیرو های سعد ) بر کربلا ، سعد این منطقه را میان سپاهیان خود تقسیم کرد و هر یک قسمتی را از آن خود کرده مشغول آبادی آن شدند . ولی عمر به سعد دستور داد محلی را انتخاب کند که مانع دریایی وجود نداشته باشد 7 .
از مجموع حوادث چنین بر می آید که خلیفه دوم ، با شناخت روحیه اعراب (که مزه غنایم جنگی را کاملا چشیده و هضم کرده بودند 8 ) قصد داشت انگیزه سپاه را برای فتو حات بعدی تقویت کند .
لذا لازم بود پاداشی درخور تلاش های شان به آن ها تعلق گیرد تا آنان که هنوز به این سپاه ملحق نشده بودند نیز انگیزه ای برای پیوستن به آن ها پیدا کنند .بنابر این اساسا تقسیم اموال مداین ، بخشش تیول(زمین ها و اراضی ، چنان که بعدا می بینیم ) ، تقسیم اراضی کوفه و بنای این شهر را می توان پاداش و یژه خلیفه به تلاش های سپاهیان خود دانست .
لذا چه آنان که در میان سپاه سعد بودند و چه آنان که بعدا به کوفه کوچ کردند تنها برای فاصله گرفتن از آب و هوای سخت و نامطبوع حجاز و مداین نبود بلکه بوی غنایم بعدی بود که آن ها را به این سرزمین سوق داد .
این نکته که اساسی ترین بخش ساختاری شخصیت کوفیان را شکل می دهد در سال های متوالی بعدی در منابع تاریخی با دقت و بررسی بیشتر قابل ردیابی و شهود است .چنان که وقتی امیر المومنین علی (ع) وارد شهر کوفه شد و ایرانیان را با اعراب در تقسیم بیت المال برابر کرد ، کوفیان به شدت مخالفت کرده و به وی اعتراض کردند 9 .
بر این مبنا می توان نتیجه گرفت بسیاری از ساکنان اولیه یا بعدی شهر کوفه کسانی بودند که با این روحیه که خلیفه دوم 10 پایه گذار آن بود شکل گرفته بودند و این آغاز شکل گیری کوفه و کوفیان بود !
لطفا بدون ذکر منبع از مقاله استفاده نکنید .
--------------------------------------------------------------
پی نوشت ها :
1 ـ تاریخ طبری ، ت: پاینده ، ج5 ، ص 1844، 1845 .
2 ـ تاریخ کامل ، ت:حالت ، ج 2 ، ص 350 ، 351 .
3 ـ تاریخ تمدن اسلام ، ص 49 ، 50 .
4 ـ تاریخ طبری ، ت : پاینده ، ج 7 ، 1796 .
5 ـ همان ، ج 5 ، ص 1823 .
6 ـ همان ، ج 5 ، ص 1765 .
7 ـ معجم البلدان ، ج 4 ، ص 323 .
8 ـ بلاذری در فتوح البلدان می نویسد عمر گروهی از ازدیان را به جنگ عراق و تصاحب غنایم خاندان ساسانی ترغیب می کرد . وی هم چنین نقل می کند جریر بن عبد الله با قبیله بجلیه نزدعمر رفت و با وی شرط کرد در صورتی به جنگ عراق می رود که یک چهارم آن چه به دست می آورند را خود تصاحب کنند . و عمر نیز موافقت کرد و وعده آن را به ایشان داد. ( فتوح البلدان ، ت: توکل ، ص 361 ) .
9 ـ الغارات ، ت: عطاردی ، ص296 . (یکی از کسانی که به امام (ع) اعتراض کرد اشعث بن قیس ، رییس قبیله کنده بود که خود و قبیله اشدر فتح قادسیه حضور داشته و سهم خاصی از غنایم و گنجینه بی شمار ایرانیان داشتند (اخبار الطوال ، ت: دامغانی ، ص 156 ) . این شخص بعد ها رییس خوارج کوفه شد) .
10 ـ عمر میان ایرانیان و ساکنین عرب کوفه درتقسیم بیت المال تفاوت قایل بود .
پی نوشت ها :
1 ـ تاریخ طبری ، ت: پاینده ، ج5 ، ص 1844، 1845 .
2 ـ تاریخ کامل ، ت:حالت ، ج 2 ، ص 350 ، 351 .
3 ـ تاریخ تمدن اسلام ، ص 49 ، 50 .
4 ـ تاریخ طبری ، ت : پاینده ، ج 7 ، 1796 .
5 ـ همان ، ج 5 ، ص 1823 .
6 ـ همان ، ج 5 ، ص 1765 .
7 ـ معجم البلدان ، ج 4 ، ص 323 .
8 ـ بلاذری در فتوح البلدان می نویسد عمر گروهی از ازدیان را به جنگ عراق و تصاحب غنایم خاندان ساسانی ترغیب می کرد . وی هم چنین نقل می کند جریر بن عبد الله با قبیله بجلیه نزدعمر رفت و با وی شرط کرد در صورتی به جنگ عراق می رود که یک چهارم آن چه به دست می آورند را خود تصاحب کنند . و عمر نیز موافقت کرد و وعده آن را به ایشان داد. ( فتوح البلدان ، ت: توکل ، ص 361 ) .
9 ـ الغارات ، ت: عطاردی ، ص296 . (یکی از کسانی که به امام (ع) اعتراض کرد اشعث بن قیس ، رییس قبیله کنده بود که خود و قبیله اشدر فتح قادسیه حضور داشته و سهم خاصی از غنایم و گنجینه بی شمار ایرانیان داشتند (اخبار الطوال ، ت: دامغانی ، ص 156 ) . این شخص بعد ها رییس خوارج کوفه شد) .
10 ـ عمر میان ایرانیان و ساکنین عرب کوفه درتقسیم بیت المال تفاوت قایل بود .
الکوفی (2) | شکل گیری کوفه (1) | خلیفه دوم (1) | سعد ابی وقاص (1)
