امتیاز
آشنایی با شیطان پرستی ـ بخش ششم (06 تير)
خاندان لاوی (بخش سوم)
آشنایی با شیطان پرستی - لینک بخش اول
آشنایی با شیطان پرستی - لینک بخش دوم
آشنایی با شیطان پرستی - لینک بخش سوم آشنایی با شیطان پرستی ـ لینک بخش چهارم آشنایی با شیطان پرستی ـ لینک بخش پنجم تذکر :
با پوزش از تاخیر در ارائه این مقاله به استحضار میرساند ، با توجه به عدم وجود و یا کافی بودن منابع قوی و متقن فارسی در خصوص زندگی آنتوان لاوی ، انجمن کادح برای نگارش مقاله زندگی آنتوان لاوی مجبور به ترجمه مقالات و منابع غیر فارسی شد که این امر موجب طولانی شدن زمان ارائه این مقاله شد .
این مقاله انحصارا توسط محققین انجمن کادح ترجمه و تدوین گردیده و در اینترنت قرار گرفته است ، لذا این بار بیش از گذشته از شما عزیزان تقاضا داریم بدون ذکر منبع انتشار مقاله یعنی " وبسایت رسمی انجمن کادح " از مطالب استفاده نکنید .
با تشکر دبیر انجمن کادح
همان گونه که بیان شد خاندان لاوی یکی از خانواده های معروف و فرقه ساز یهودی است . در قسمت های پیش ، پیشینه تاریخی خاندان لاوی مورد بررسی قرار گرفت و تنی چند از سر شناسان و فرقه سازان این خاندان معرفی شدند . یکی از معروف ترین افراد این خاندان در تاریخ معاصر ، بنیانگذار فرقه شیطان پرستی و موسس کلیسای شیطان ، هاوارد استنتون لاوی معروف به آنتوان لاوی (شیکاگو /1930 ـ سانفرانسیسکو / 1997 ) است .
زندگی نامه لاوی به صورت مشکوکی در هاله ای از ابهام پیچیده شده به طوری که در این مورد تفکیک واقعیت از غیر آن کار بسیار دشواری است . این کار را سخنان دخترش زنا لاوی ـ که وی را تکذیب کرد و زندگی نامه وی را دروغ خواند ـ دشوارتر می کند .
تولد و دوران نوجوانی لاوی :
جستجویی در صفحات وب بیوگرافی لاوی را چنین معرفی می کند : آنتوان سزاندر لاوی یا هاوارد استنتون لاوی در 11 آوریل 1930 در شیکاگو در خاندانی یهودی متولد شد. پدرش مایکل جوزف لوی ـ که در مشروب فروشی کار می کرد ـ در فرانسه متولد شده و سپس به داگلاس مهاجرت کرده و مادرش گرتود آگوستا کالترون از پدر روسی و مادر اکراینی زاده شده و در سال 1893 به اوهایو مهاجرت کرده بود .
لاوی در کودکی توسط مادر بزرگِ کولی و ترنسیلوانیایی اش ، با داستان های ترسناک و فوق طبیعی چون دراکولا و گرگ نمایان آشنا شد .
او در نوجوانی همراه عمویش که افسر دریایی آمریکا بود به آلمان رفت و در آنجا به لاوی نوجوان فیلم های سری فرقه های شیطانی و آیین و مراسم آنها نشان داده شد .
او بعد ها گفت مراسم شیطانی آیین آلمانی را که در کتاب مراسم شیطانی خود آورده بر اساس این فیلم نوشته است .
جوانی لاوی و نوازندگی او :
لاوی در سن 15 سالگی در ارکستر باله سانفرانسیسکو ساز می نواخت و او جوان ترین موزیسین این ارکستر بود .
او پس از مهاجرت خانواده اش به کالیفرنیا تحصیلات متوسطه را آغاز کرد . اما در سال 1947 خانه و دبیرستان را رها کرد و به سیرک کلاید بتی ( Clyde Beatty ) پیوست .
او که در این زمان 17 سال داشت در این سیرک ابتدا مربی شیرها بود . سپس جایگزین نوازنده Calliope سیرک شد و با هنرمندان مشهور سیرک مانند بتی کانسلوس و هارولد آلانز کار می کرد .
ارتباط لوی و مرلین مونرو :
در سال 1948 در سن 18 سالگی به عنوان نوازنده ارگ به تئاتر مایان در لس آنجلس پیوست . در آنجا با رقاصه ای به نام مرلین مونرو آشنا شد و با او روابط عاشقانه ای داشت . او برای اثبات روابطی که با مونرو داشت بعدها نوشته ای را با عنوان " Dear Tony " ، " تونی عزیز " به همه نشان داد.
لاوی در کارناوالی نمایشی دستیار یک شعبده باز شد ، هیپنوتیزم آموخت و به بررسی نیروهای ماورایی گرایش یافت.
تحول اندیشه لاوی نسبت به مسیحیت :
این ایام مقارن بود با آغاز تحول اندیشه او نسبت به تعالیم دینی مسیحیت به طوری که بعدها در مقدمه کتاب انجیل شیطانی اش در مورد این دوران چنین می گوید : "در شنبه شبها من مردانی را می دیدم که در پی دختران نیمه برهنه که در کارناوال می رقصیدند ، راه می افتادند و در صبح یکشنبه زمانی که برای یک واعظ مذهبی پیانو می نواختم همانها را می دیدم که کنار همسر و فرزندانشان در کلیسا نشسته بودند.
از این رو فهمیدم که کلیسای مسیحیت سبب بروز ریاکاری در بین مردم است ."
ورود لاوی به رشته جرم شناسی :
در سال 1951 در رشته جرم شناسی در کالج شهر سانفرانسیسکو ثبت نام کرد و این اولین شغل رسمی او یعنی عکاسی برای سازمان پلیس را در پی داشت .
لاوی در مصاحبه با ولف (خبرنگار) این ایام را در گسترش نگرش ضد دینی خود موثر دانست و گفت :
"من خونین ترین و وحشیانه ترین بخش طبیعت انسانی را دیدم . از خود پرسیدم خدا کجاست ؟ و از عقیده مردمی که می گفتند اینها خواست خدا بوده متنفر شدم ."
او سپس از این کار استعفا داد و به نواختن ارگ در کلوپ های شبانه پرداخت . لاوی در همین دهه از زندگی اش (دهه 1950) به فرانسه سفر کرد و یک آلبوم موسیقی ارگ با نام مستعار Mantalba درآنجا ارائه کرد .
خانه لاوی در سانفرانسیسکو :

پس از چندی او ارگ نواز رسمی شهر سانفرانسیسکو بود که در جلسات سیاسی ، جشن های دولتی و جشنواره ها می نواخت .
لاوی خانه ای درخیابان کالیفرنیا ، ش 6114 خریداری کرد که بعدها مقر کلیسای شیطان شد .
این خانه قبلا روسپی خانه ای بود با راهروهای مخفی و مرموز که 13 اتاق داشت .
این خانه را لاوی با رنگهای سیاه و سفید و سقف آن را با رنگ قرمز نقاشی کرده و بر روی دیوارها جمجمه ، تابوت ، جغد ، تصاویر شیطانی ، خنجر و... کشید .
او کم کم خانه خود را با وسایل عجیب و خارق العاده پر کرد : شیر ، رتیل و حیوانات عجیب در خانه آورد و به این ترتیب به غیر عادی بودن مشهور شد .
سپس در پایان هرهفته ، جلساتی تشکیل داد و در مورد موضوعات عجیب ، مرموز، سّری و جادویی سخنرانی می کرد .

تشکیل جلسات شیطانی :
این جلسات که منبع در آمدی برای لاوی شده بود کم کم به کارگاه های آموزشی جادوگری تبدیل شد و افراد خاصی در آن شرکت می کردند چون مایکل هارنر (موسس بنیاد مطالعات شمنیسم ) ، فورست آکرمن (نویسنده داستانهای ترسناک ) ،کِنِت انگر (فیلمساز و بازیگر ) . آنها در این جلسات به رموز جادوگری پیشینیان چون آلیستروکراولی و جرالد گارنر می پرداختند و در پی یافتن روشهای جادوی سفید و سیاه بودند .
ادوارد وبر که یکی از شرکت کنندگان بود به او پیشنهاد داد که برای این جلسات پولی دریافت نکند بلکه از ایالت کالیفرنیا مجوز یک نوع کلیسا را بگیرد .
او همچنین به لاوی گفت اگر ما مورد حمایت مطبوعات قرار نگیریم بدنام می شویم .
چندی بعد در 30 آوریل 1966 لاوی در حالی که سر خود را به علامت تبعیت از فرقه یزیدیه ( شیطان پرستان عراق ) تراشیده ، لباسهای سیاه پوشیده وجواهرات جادویی انداخته بود ، خود را کشیش اعظم کلیسای شیطان اعلام کرد و گفت عصر شیطان آغاز شده و پس از آن کلیسای شیطان را به عنوان یک موسسه رسمی عنوان کرد .
او سپس آرم بافومت (ستاره 5 پر وارونه ) را به عنوان آرم این موسسه طراحی کرد و تمام حقوق آن را در انحصار این کلیسا قرار داد.
اولین غسل تعمید شیطانی :
لاوی در سال 1
967 غسل تعمید شیطانی دختر 3 ساله اش زنا لاوی را در کلیسای شیطان اجرا کرد . اولین ازدواج و تشییع جنازه شیطانی : در فوریه همان سال مراسم ازدواج شیطانی جان ریموند (روزنامه نگار آمریکایی) و همسرش را در کلیسای شیطان با حضور خبرنگاران برگزار کرد و حتی پس از مدتی مراسم تشیع جنازه شیطانی ادوارد اولسون را در همان کلیسا اجرا نمود . به این ترتیب به کمک مطبوعات،خود، کلیسای شیطان و آیینش را مطرح کرد به طوری که مطبوعات به او لقب پاپ سیاه دادند . فیلم هایی که لاوی در آن حضور یافت : او در فیلم هایی مانند بچه رزماری ، نیایش برادران شیطانی ، عشاء ربانی شیطانی ، باران شیطان ، اتومبیل ، دکتر دارکولا ، سوپر استار کارلز منسون ، صحنه مرگ ، گفتگوی شیطان بازی کرده ویا مشاور فنی بوده است . از او دو آلبوم موسیقی به نامهای عشاء ربانی شیطانی و موسیقی بیگانه به جا مانده است .
کتابهای لاوی :
لاوی پس از اعلام آیین شیطانی خود کتابهایی دراین زمینه نوشت چون :
انجیل شیطانی ، مراسم شیطانی ، ساحره تمام عیار ، شیطانکی زیر شیروانی ، گفتگوهای شیطان ، شبی با شیطان .

ارتباط لاوی با جین منسفیلد :
لاوی با جین منسفیلد ، هنر پیشه سکس هالیوود ارتباط دوستی داشته و به گفته خود ، او عاشق وی بوده است .
لاوی که کم کم به عنوان موسس فرقه شیطان پرستی در آمریکا و جهان شناخته شد چندی بعد اعلام کرد کلیسای شیطان صدها هزار عضو رسمی دارد .
وی هم چنین در توضیحی که در مورد زندگی خود داده ، خود را مولتی میلیونر معرفی کرده که دارای چند خانه درکلیفرنیا ، صومعه ای در ایتالیا ، کاخی در فرانسه ، اتومبیل های لوکس ، قایق، کشتی و... است .
مرگ لاوی : آنتوان سزاندر لاوی نهایتا در 31 اکتبر 1997 همزمان با روز جشن هالوین در گذشت . مراسم تشییع جنازه او به صورت پنهانی و با حضور اعضای کلیسای شیطان برگزار شد . در این مراسم ابتدا جسد وی سوزانده وسپس خاکسترش بین وارثانش تقسیم شد .
خانواده لاوی :
لاوی در سال 1951 با دختر 14 ساله ای به نام کارول لانسینگ ازدواج کرد واز او صاحب دختری به نام کارلا شد . اما چندی بعد آنها از یکدیگر جدا شدند .
دختر دیگر وی زنا لاوی در سال 1964 متولد شد .
مادر او دایان هگارتی بود آنها هیچ گاه با یکدیگر ازداوج نکردند !
دایان درسال 1980 از لاوی فاصله گرفت .
لاوی سپس با بلانچ بارتون آشنا شد و در سال 1993 از وی صاحب پسری به نام کرنکی لاوی شد .
***
زندگی لاوی دروغی بزرگ ؟
این مروری گذرا بود بر زندگی بنیانگذار فرقه شیطان پرستی . اما با کمی تحقیق ، تدقیق و بررسی روشن می شود بسیاری از این مطالب که از دو طریق به دست رسیده و در افواه عموم پخش شده حقیقت ندارد .
مطالب زندگی لاوی یا از طریق مصاحبه خود او با برتون ولف (خبرنگار) و یا ازطریق نوشته همسرش بلانچ بارتون منتشر شده است .
پس از اتهام دروغگویی که زنا لاوی به پدرش وارد کرد، بررسی های کارشناسانه نشان داد که بسیاری از مطالب ارائه شده لاوی کذب است .
برخی نکاتی که طی تحقیقات ، کذب بودنشان آشکار شد ه به این شرح است :
1 ـ مادر بزرگ لاوی ، ترنسیلوانیایی وکولی نبود.
2 ـ عموی وی هیچ گاه درارتش نبوده و در تمام سال 1945 به خاطر درگیری ، در زندان بوده است .
3 ـ لاوی در سال 1945 در حومه کالیفرنیای شمالی بود و هرگز به آلمان نرفت . ضمن اینکه دولت امریکا بازدید شهروندان آمریکایی را از آلمان، پس از جنگ ممنوع کرده بود .
4 ـ در سال 1945 در سانفرانسیسکو ارکستر باله وجود نداشت تنها یک ارکستر محلی بود که هیچ سندی حضور لاوی را در آن نشان نمی دهد .
5 ـ در آرشیو سیرک کلاید بتی هیچ اثری از حضور شخصی به نام لاوی به عنوان مربی شیر یا موزیسین وجود ندارد .
6 ـ مدیر تئاتر مایان اعلام کرد که نه مرلین مونرو و نه لاوی هیچ گاه برای این تئاتر کار نکرده اند و داین هگارتی اظهار کرد که لاوی خط مونرو (Dear Tony ) را جعل کرده است .
7 ـ سازمان پلیس سانفرانسیسکو اعلام کرده که هیچ گاه شخصی به نام هاوارد یا آنتوان لاوی برای آ نها کار نکرده است . 8 ـ کالج شهر سانفرانسیسکو اعلام کرد که هیچ سندی در مورد ثبت نام لاوی در این کالج وجود ندارد .
9 ـ خانه ای که لاوی ادعا کرده در خیابان کالیفرنیا ، ش 6114 خریداری کرده متعلق به والدین او بود و آن خانه هرگز روسپی خانه نبوده است .
والدین او به لاوی و خانواده او اجازه دادند در آن زندگی کند .
10 ـ راهروهای مخفی و اتاق های پنهانی این خانه بعدا توسط خود آنتوان لاوی در آن ایجاد شد.
11 ـ تنها سفر او به فرانسه درسال 1970 بود نه در دهه 1950 که به دعوت شاگرد هلندی اش انجام شد و خود وی هزینه سفر لاوی را تامین کرد .
12 ـ لاوی هیچ گاه ارگ نواز رسمی سانفرانسیسکو نبوده بلکه فقط در کلوپ های شبانه کار می کرده و می نواخته است .
13 ـ کلیسای شیطان را برای معرفی آیین جدید و گسترش آن راه اندازی نکرد بلکه با هدف شهرت و تجارت اقدام به این کار کرد . 14 ـ او سرش را به علامت مراسم شیطان پرستی نتراشیده بود بلکه به خاطر نشان دادن جسارتش به همدمش این کار را کرد .
15 ـ آرم با فومت را او طراحی نکرده بود بلکه جادوگران پیش از او از این آرم استفاده می کردند .
16 ـ او هیچ گاه در فیلمی بازی نکرده و مشاور فنی هیچ فیلمی نبوده است . 17 ـ جین منسفیلد هیچ گاه با او رابطه نداشته و لاوی هیچ گاه خواهان او نبوده .
این ادعای لاوی تنها پس از مرگ منسفیلد از سوی او مطرح شد . وی ادعا کرد به خاطر نفرین او بود که منسفیلد تصادف کرد .
18 ـ کتاب انجیل شیطانی که لاوی نوشت برگرفته از اعتقادات و نوشته های آلیسترو کراولی و آین رند بوده .
حتی طرح جلد کتاب وی کپی برداری از روی کتاب دیگری در باب جادوگری است .
19 ـ او ادعا کرد که صدها هزار تن عضو کلیسای شیطان شدند در حالی که اعضای کلیسای شیطان بیش از 300 نفر نبودند .
20 ـ لاوی هیچ گاه ثروتمند نبود ، او تنها مالک 50 % خانه پدری خود بود که پس از مرگش هگارتی آن را تصرف کرد .
21 ـ لاوی از شاگردان مونث خود سوء استفاده جنسی می کرد و آنها را به عنوان بخشی از برنامه شیطانی خود وادار به خود فروشی نموده و درآمد حاصل از کار آنها را از آنان دریافت می کرد .
22 ـ او به هیچ وجه رابطه خوبی با حیوانات نداشت و تاگر، شیری که ادعا می کرد در خانه نگهداری می کند به خاطر رفتارهای نامناسب لاوی با او با مداخله پلیس روانه باغ وحش شد و لاوی و دخترش تنها 2 بار به دیدن آن رفتند .
23 ـ مرگ او را روز جشن هالوین یعنی 31 اکتبر اعلام کرده بودند . در حالی که او روز 29 اکتبر مرد و مرگ او ارتباطی با روز هالوین (31 اکتبر ) نداشته است .
****
با توجه به این مسائل نکته مهم اینجا است که چرا لاوی در مورد زندگی خود این همه دروغ بافت ؟ آیا جاه طلبی وی و قصد رسیدن به شهرت و مکنت او را وادار به چنین کاری کرد ؟
آیا او واقعا قصد بنیان گذاری آیین جدیدی داشت یا این امر از او خواسته شده بود ؟
آیا کسانی در تحریک لاوی یا جهت دادن او به این سمت و سو تلاش می کردند ؟
آیا سخنان زنا لاوی ، دایان هگارتی ، بلانچ بارتون ، ولف و ... در مورد او درست است ؟
آیا به راستی لاوی دروغ گفت یا دخترش زنا ؟
آنچه مسلم است این است که تلاش شده لاوی از دوره خردسالی ، کودکی متفاوت و علاقمند به امور غریبه معرفی شود و زندگی نامه او بر این مبنا تعریف شده است .
بی تردید تلاش مطبوعات و خبرنگاران بود که از لاوی ، شخصیتی خاص و مطرح ساختند و اگر آنها به فعالیت و خواسته های لاوی دامن نمی زدند شیطان پرستی لاوی در انزوا جان می داد . اما آیا این خبر نگاران ، خود از کدام سو جهت می گرفتند ؟
چرا بلانچ بارتون معتقد است که اگر لاوی حرکتی برای مقابله با مسیحیت انجام نمی داد هیچ کس دیگر نمی توانست این کار بکند ؟ به هر حال لاوی تنها کسی است که شیطان پرستی را به عرصه کلیسا کشاند و جامعه را وادار کرد آن را به رسمیت بشناسد .
شیطان پرستی پیش از لاوی در سرتاسر دنیا به صورت آیینی منزوی و مخفی صورت می گرفت .
لاوی آن را از زیر زمین ها و از پشت اتاق های دربسته به صحنه اجتماع کشاند و شیطان را علنا به میان مردم دعوت کرد .
او اولین کسی بود که برای شیطان کلیسا ساخت و از الفاظ مذهبی برای استفاده کرد در حالی که تا آن زمان کسی جرات چنین کاری نداشت .
همانگونه که او اعلام کرد عصر شیطان آغاز شده است اما نه با لاوی .
شیطان ظاهرا خود لاوی را کنار گذاشته و مسیرش را با دیگران ادامه می دهد . " رب أعوذ بک من همزات الشیاطین و أعوذ بک رب أن یحضرون "
منابع :
1 ـ سایت ویکی پدیا فارسی
2 ـ سایت ویکی پدیا انگلیسی
3 ـ سایت بیداری اندیشه
4 ـ کتاب جهان تاریک (شناخت و نقد فرقه شیطان پرستی )
5 ـ سایت http../satanismcenteral.com
6 ـ www.donaldtyson.com ادامه دارد
نویسنده :
ن . ب
کارشناس الهیات و معارف اسلامی
1 تیر 1390
لطفا بدون ذکر منبع (سایت انجمن کادح ) از این مطالب استفاده نکنید
خانواده لاوی (1) | آنتوان لاوی (1) | کارلا لاوی (2) | زنا لاوی (2) | جین منسفیلد (1) | جوانی لاوی (1) | مرلین مونرو (1)
