apmkadeh.com

امتیاز
 

آشنایی با فراماسونری ، بخش 13: چهارمین لژ فراماسونری در ایران (09 آبان)

ارسال به دوستاندریافت PDFچاپ متن


آشنایی با چهارمین لژ فراماسونری در ایران

تا کنون با تاریخچه و تشکیل فراماسونری در جهان و کشورهای اسلامی آشنا شدیم و از زمان ورود فراماسونری به ایران از سه لژ فراموشخانه ملکم ، جامع آدمیت و مجمع آدمیت اطلاعاتی ارائه گردید و برخی از اعضای این لژها معرفی شدند در این قسمت به معرفی لژ بیداری ایرانیان وابسته به لژ گراند اوریان فرانسه می پردازیم .

لژ بیداری ایران وابسته به لژ گراند اوریان (شرق اعظم) فرانسه

پس از انحلال فراموشخانه و شکست میرزا ملکم خان و یارانش ، و ضربت بزرگی که ماجرای لاتاری به حیثیت و اعتبار ملکم وارد کرد ، عده ای از هموطنان ما که شیفتۀ اسرار مخفی فراماسونری بودند ، به جانب « جامع آدمیت » که میرزا عباس قلی خان آن را به وجود آورده بود ، روی آوردند .

ولی بطوری که گفته شد به علت اختلافات و دو دستگیها و اتهاماتی که به موسس این سازمان ماسونی وارد آمد ، این مجمع نیز به سرنوشت دو سازمان فراموشخانه و مجمع آدمیت گرفتار گردید و بدین ترتیب سه سازمان فراموشخانه ایران که از لحاظ فراماسونری جهانی غیر مجاز به شمار می رفتند منحل شدند .

اما فعالیت کوتاه این سه سازمان و تقلید ناقصی که از کارهای فراماسونها صورت گرفت و تاثیری که در اجتماع ایران باقی گذاشت ، باعث گردید تا گردانندگان فراماسونی جهانی ، تشکیلات منظم و با قاعده ای «Regular » در ایران به وجود آوردند و زیر نظر یکی از ارگانهای «پذیرفته شده» [سازمان فراماسونری جهانی] ، در پایتخت ایران فعالیت نمایند.

مبارزۀ پنهانی که بین روس و انگلیس بر سر بدست گرفتن قدرت و نفوذ در دربار و دستگاه حاکمۀ ایران در جریان بود ، سبب شد تا فکر تاسیس شعبۀ فراماسونری فرانسه به جای فراماسونری انگلیس در ایران قوت گیرد . زیرا سیاست منفور و منحوسی انگلیس در آن ایام ، همه جا را فرا گرفته بود و طبقات مختلف از انگلیسها نفرت داشتند و به عمال آنها بشکل جاسوس و خائن می نگریستند .

علت دیگر انتخاب لژ فراماسونری وابسته به فرانسه ، از آن جهت بود که در آن ایام عده ای از ایرانیان و فرانسویان عضو لژهای فراماسونری ، در تهران سکونت داشتند و اینان در ادارۀ دستگاه حاکمه و دولت ایران موثر بودند ، به علاوه در آخر قرن نوزدهم مردم روشنفکر و تحصیل کرده ایران و درباریان و عمال دولتِ کشور ما به فرانسه و فرانسویان عشق و علاقۀ بیشتری داشتند .

و به علت اشتیاقی که برای رهائی از شر دو سیاست منحوس (روس و انگلیس) نشان می دادند ، نزدیکی به فرانسویان را به علت حسن شهرت و دوری از سیاست استعماری جایز می شمردند .

شاید بتوان قبول کرد که این افکار و عقاید تا آغاز جنگ بین المللی دوم اعتقاد مردم و طبقۀ روشنفکر را به فرانسه بیشتر کرده بود . سعید نفیسی می نویسد :

« ... از روزی که صحبت ورود فراماسونری در ایران شد ، طبقات عالیۀ ایران و کسانی که مورد نظر و توجه فراماسونریهای انگلیس واقع می شدند ، بیشتر مایل بودند از (لژ لندن) فرار کرده و به (لژ فرانسه) روی آورند . به همین جهت از روزی که اولین هستۀ لژ فراماسونری فرانسه در ایران شروع به فعالیت کرد ، بیشتر ایرانیان بدان روی آوردند .»

نویسنده مذکور پس از بحث دربارۀ سیاست انگلستان در اوایل قرن نوزدهم اضافه می کند :

« ... از زمان فتحعلی شاه که انگلیسها مشغول دست و پا کردن در ایران شده بودند و شرکت هند شرقی کاپیتان ملکم را با اعتبار هنگفت برای جلب ایرانیان فرستاده بود ، رشوه های گزافی به میرزا شفیع صدر اعظم و حاج محمد ابراهیم خان اعتماد الدوله شیرازی صدر اعظم و میرزا حسن خان امین الدوله اصفهانی و مستوفی الممالک وزیر مالیه که بعدها او نیز صدر اعظم شد داده بود .

اصلاً طرفداری از سیاست انگلیسها را در قدم اول در ایران با رشوه خواری توام کرده بودند و به همین جهت مردم آبرو دوست که در حضور بیگانگان از فساد و تباهی شرم می کردند و نمی خواستند خانوادۀ خود و اعقاب خویش را لکه دار و بد نام کنند از این که آشکارا با انگلیسها راه داشته باشند جداً پرهیز می کردند و همین امر سبب شد که کاپیتن ملکم با همه کوششی که کرد نتوانست ایرانیان را به فراماسونری انگلیس جلب کند و تنها برخی که به هند رفته بودند با آنها سر و سری پیدا کرده بودند ... »

سعید نفیسی از این بحث خود چنین نتیجه می گیرد که انگلیسها از لژ بیداری ایران همان استفاده ای را که از لژ رسمی انگلستان در ایران می کردند به عمل آوردند و این بار می نویسد :

« ... انگلیسها همواره در این مدت نه تنها کاملاً فراماسونهای فرانسوی را در ایران تحمل کردند بلکه آشکارا هم پشتیبان آنها بوده و به همین وسیله از آنها نفع سیاسی برده اند . و به همین جهت صدها فراماسون ایرانی هستند که خالصاً و مخلصاً و عبیدانه و با کمال حضور ذهن و امانت و صداقت به سیاست نابکارانۀ انگلیس در ایران خدمت کرده اند و خود نمی دانستند که چه می کنند و یا اصلاً این خوش خدمتی و خوش رقصی را ننگ نمی دانستند . روسها در آن زمان بالعکس عملیات فراماسونها را همواره به زیان خود می دانستند و همیشه در ایران از همکاری با این گروه خودداری کرده و از آنها نیز زیان دیده اند و این اوضاع همچنان تا روزگار ما دوام دارد ... »

شاید یک چنین قضاوت قاطع و یک جانیه در حق کسانی چون سید محمد طباطبائی ، دهخدا و عده ای از آزادگان دیگر که در لژ بیداری گرد آمده بودند ، دور از انصاف باشد . اما بایستی این نکته را قبول کرد که پس از استقرار مشروطیت در ایران ، عده ای از اعضاء همین لژ به سیاست انگلیس گرویدند . تمایل این دسته از انگلیس مآب ها که در لژ بیداری ایران بودند ، بعدها این شائبه را تقویت کرد که اشخاص مزبور هنگامی که وارد لژ بیداری می شدند ، می دانستند که به چه سیاستی بستگی دارند .

تاریخ تاسیس لژ بیداری ایران

اکنون که به افکار و محیط زمان تاسیس لژ بیداری ایران آگاه شدیم ، می کوشیم از موسسن لژ و تاریخ افتتاح آن و فعالیتهائی که داشته است ، اطلاع حاصل کنیم .

به موجب یادداشتی که از اوراق ابراهیم حکیمی(حکیم الملک) باقیمانده است ، اولین کسی که از جانب گراند اوریان به ایران آمد تا دربارۀ تشکیل لژ در ایران مطالعه کند ، شخصی به نام « سوئیه » اسپانیائی بود . وی از جانب استاد اعظم گراند اوریان به شرق آمده بود ، تا ضمن بازدید از مصر ، عثمانی و ایران مقدمات تشکیل شعب لژ را در این کشورها فراهم سازد .

یک محقق شوروی عقیده دارد : « ... در سال 1909 م بیزوز نام فرانسوی ، فراماسونری دیگری در ایران تشکیل داد به زودی به فراماسون نوع اروپائی مبدل شد و وسیلۀ به زنجیر کشیدن کشور توسط امپریالیستهای انگلیسی گردید ... »

محیط طباطبائی نیز عقیده دارد : « ... مسیو ویزیوز فرانسوی سرپرست الیانس فرانسه که موسس محفل شرق اعظم فرانسه در ایران بوده غالب رجال تهران را بدین محفل آورده است ... » محیط از نوشتۀ خود نتیجه می گیرد که با تاسیس لژ بیداری ایران ، بساط فراموشخانۀ ملکم برچیده شد و افتتاح آن در تهران به پرده گشائی از چهرۀ فراماسونری مجعول ملِکمی کمک فراوانی کرد و در نتیجه میرزا ملکم خان را همانطور که عباس قلی خان آدمیت از راه آدمسازی و پول گیری مرشد کلاه برداری خویش معرفی کرد مسیو ویزیوز هم با ترجمه و طبع قانون اساسی محفل شرق اعظم فرانسه به همدستی مرحومان دبیر الملک و ذکاء الملک و حاج سید نصرالله اخوی و تعلیم اصول و مقررات دیرینۀ فراماسونری از سابقه اعتبار پنجاه سالۀ فراموشخانۀ ملکم که رجالی همچون امین الدوله و سعد الدوله و فرید الملک در آن مکتب تربیت شده بودند به اندازه ای کاست که فراماسونهای جدید ایران آن را یک قسم تقلید غیر مجاز و یا حقه بازی فراماسونری شناختند .

ابراهیم حکیمی در ایامی که نویسنده عضو هیات تحریریه مجله آسیای جوان بود طی مقاله ای تحت عنوان « من موسس فراماسونری در ایران هستم » چنین اعلام داشت :

« ... من در آن زمان که در فرنگ مشغول تحصیل بودم جسته و گریخته با فکار منتسبین به این جمعیت آشنائی پیدا کرده نوع کار و طرز فکر آنها را بسیار پسندیدم و در صدد بر آمدم چون به کشور خود باز می گردم تشکیلاتی شبیه به آن تشکیلات در مملکت خود بدهم زیرا مجمع آدمیت را برای وضع آن روز ایران بسیار سودمند می انگاشتم و بهترین وسیلۀ آشنا ساختن مردم ایران به اسلوب غرب تشخیص داده بودم به همین نیت چون به ایران بازگشتم به کمک جمعی از دوستان یک دل و با وفای خود که آنها نیز همچون من تشنۀ اصلاحات ایران بودند نظیر آن تشکیلات را در ایران دایر کردم و از قضا سود بسیار هم عاید مملکت شد ، حال دشمنان ایران هر چه می خواهند بگویند ولی ترقیات نیم قرن اخیر مرهون جان فشانی ها و معاضدهای فراماسونری های پاک طینتی است که دست اتحاد به یکدیگر داده در پیشرفت منظور مقدس و محترم خود دمی آسوده ننشسته اند » .

به هر حال بدون اینکه بدانیم چه کسانی موسسین اولیۀ لژ بوده اند ، باید بگوئیم همین که هفت نفر از استادان ممتاز فرانسوی و ایرانی عضو گراند اوریان آمادگی خود را برای تاسیس لژ در ایران اعلام داشتند و تقاضای تشکیل لژی را در تهران کردند ، فرمان تاسیس لژ در ششم نوامبر 1907 م (1324 هـ) صادر شده و به اصطلاح فراماسونها «نور» از پاریس به تهران آورده شده و با وجودی که این لژ تا سال 1913 م(1331 هـ) در ایران کار می کرده ، مع الوصف فقط در این سال برای اولین بار در سالنامه گراند اوریان اسمی از آن به میان آمده .

شاید اختفا کامل این امر از آن جهت صورت می گرفت که در ایران زمینۀ مساعدی برای تشکیل لژ وجود نداشته است . و با وجود دستگاه مستبد سلطنتی و اداری و حکومتی سبب ترس و وحشت گردانندگان از افشاء نام لژ و اعضاء آن شده بود .

به هر حال تنها سندی که در دست است ، توضیحی در حاشیه منظومۀ « آئین فراماسونری شاعر معروف ، ادیب الممالک فراهانی » است که اصل آن به مرحوم « اشراق » محضر دار مقیم تهران تعلق داشته و به دست حسین هاشمی حائری نویسنده  معروف رسیده است .

در حاشیۀ این منظومه چنین نوشته شد :

« ... افتتاح این محفل مبارک و معبد مقدس در دارالخلافه بطور رسمی و با اجازه شرق اعظم و شورای عالی ماسونی فرانسه در شب سه شنبه 19 ربیع الاول سنه 1326 هجری 21 ماه آوریل سنه 1908 میلادی هشتم ماه اپریل روسی و هشتم نیسان رومی دوم ماه اردیبهشت جلالی سنه 803 یکم ماه ثور تاسیس یافت . »

علاوه بر این در جلد سمت راست دیپلم ماسونی ادیب الممالک که مشخصات لژ بیداری شرح داده شده این جملات با خط کاتب گراند لژ در پاریس دربارۀ عضویت وی ضبط گردیده است :

پیشنهاد شده از لژ بیداری ایران ـ لژ تهران

تقاضای پذیرش ـ 1 ـ اپریل 1907

قبول پیشنهاد 18 سپتامبر 1907

پذیرفته شدن به عضویت 19 ژانویه 1908

با توجه به این اسناد و مدارک می توان گفت که لژ بیداری ایران در اواخر سال 1907 م(1325هـ) شروع به کار کرده و در ژانویه 1908 م(1326هـ) اولین عضو خود را در تهران پذیرفته است . زیرا ادیب الممالک در پرونده ماسونی اش که در اختیار ماست ، ادعا می کند که نخستین عضو لژ بیداری ایران می باشد .

حال ببینیم چه کسانی اداره کننده اولیۀ این لژ بوده اند :

در جلد چپ مقوائی دیپلم ادیب الممالک که به اصل دیپلم وصل است ، اسامی امضاء کنندگان دیپلم او در تهران بدین شرح مشاهده می شود :

1 ـ دکتر رومبو رئیس کل

2 ـ دکتر امیر خان ناظم دوم

3 ـ شکوه ناظم اول

4 ـ ذکاء الملک خطیب

5 ـ رضا قلی خان منشی

به نظر می رسد این عده جزو اولین دستۀ اداره کنندۀ لژ بیداری و یا به اصطلاح کنونی فراماسونها « اعضا کرسی لژ » بوده باشند .

از روسا و اعضاء دو سال فعالیت لژ بیداری در ایران و عکس در دست است ، که در آنها این اشخاص مشاهده می شوند :

در عکس اول که در مارس 1914 م(1332هـ) برداشته شده این اشخاص هستند :

کمال الملک غفاری ، حاج سید نصرالله تقوی ، شیخ مرتضی نجم آبادی ، حاج شیخ ابراهیم زنجانی ، دبیر الملک بدر ، محمد علی فروغی ذکاء الملک ، عز الملک اردلان ، عباسقلی خان قریب ، وقار السلطنه وصال ، همایون سیاح ، میرزا ابوالحسن فروغی ، ارباب کیخسرو شاهرخ .

در عکس دوم :

کمال الملک غفاری ، حکیم الملک حکیمی ، سید نصر الله تقوی ، محمد علی فروغی ذکاء الملک ، دبیر الملک شیرازی ، شیخ ابراهیم زنجانی ، همایون سیاح ، میرزا حسین خان ، عباس قلی قریب ، ابوالحسن فروغی ، ارباب کیخسرو شاهرخ ، عز الملک کردستانی .

در این دو عکس که یقیناً یادگاری از دو دوره از روساء لژ بیداری ایران می باشد یک نکته جالب وجود دارد و آن این است که هیچ یک از خارجیان عضو لژ بیداری دیده نمی شود ، در حالی که در جلد دیپلم ماسونی ادیب الممالک نام دکتر(رومبو) وجود دارد و بطوری که خواهد آمد در سالهائی که لژ در ایران کار می کرده مجموعاً هفده ماسون خارجی که آکثر آنها فرانسوی بودند در آن عضویت داشتند .

محمود عرفان دربارۀ لژ و تاسیس آن می نویسد :

« در اواخر سلطنت مظفر الدین شاه ایرانیانی که به فرانسه و بلژیک مسافرت کرده و در آنجا وارد فراماسونری شده بودند به ایران که بازگشتند ، این فرقه را در تهران تاسیس نمودند و به قول ادیب الممالک فراهانی آن را « لژ بیداری ایران » نامیدند .»

همین نویسنده در نطقی که در جمعیت عامیون ایراد کرد اشخاص ذیل را به عنوان افراد قدیمی و پیش کسوت فرقه فراماسونری در ایران معرفی کرد :

« میرزا سعید خان وزیر امور خارجه ، میرزا سید محمد طباطبائی ، سنگلجی ، میرزا ابوتراب خان نظم الدوله ، علی خان ظهیر الدوله ، شیخ هادی نجم آبادی ، دبیر الملک شیرازی ، علی قلی خان سردار اسعد ، مسعود میرزای ظل السلطان و لیزپوز رئیس مدرسه الیانس ، میرزا حسین خان کحال ، مشاور الملک محمود ، سید نصرالله تقوی ، میرزا حسن خان مستوفی الممالک ، میرزا ملکم خان ، کمال الملک نقاش ، میرزا محمد علی خان ذکاء الملک ، مشیر الدوله پیرنیا ، ارباب کیخسرو شاهرخ ، فرزین ، ادیب الممالک فراهانی ، مرتضی نجم آبادی ، آقا شیخ ابراهیم زنجانی ، میرزا فضل اله حکیم الهی . »

نخستین عضو لژ بیداری

میرزا صادق خان ادیب الممالک فراهانی که خود را نخستین عضو لژ بیداری ایران شمرده است ، در قصیدۀ 530 بیتی که به نام « آئین فراماسونری » سروده در این باره چنین می گوید :

شد ز در این سقیفه مالامال                      شب یکشنبه سوم شوال

رفته از هجرت شه ابرار                             سیصدو بیست و پنج بعد هزار

سال میلاد ده ز پانزده رفت                        از شهود هزار و نهصد و هفت

مه بیزغاله مهر در کژدم                             آن دوم بود و این به هیفدهم

وی ظاهراً نخستین عضو عادیست که بعد از موسسین وارد لژ بیداری شده و علاوه بر اعضاء کرسی لژ تهران که جلد چپ دیپلم او را امضاء کرده اند , در جلد راست آ نیز از طرف رئیس شورای جمعیت گراند اوریان فرانسه ، اعضای شورای جمعیت ، نماینده لژ بیداری در مرکز گراند اوریان فرانسه و منشی شورای جمعیت در پاریس امضاء و عضویت او تصدیق گردیده است و بالاخره در متن دیپلم او در زیر شعار آزادی ـ برابری و برادری این جملات به چشم می خورد :

« لژ شرق اعظم ـ شورای عالی برای کشور فرانشه و. متصرفات ـ برای تمام اعضای فراماسونری ـ سلامتی ، قدرت و اتحاد خواستار  است »

و متن دیپلم به قرار ذیل است :

« بنا به تقاضائی که از طرف R.L  و لژ بیداری ایران از تهران شده و بنا به شهادت این شعبه ، فراماسون میرزا صادق خان ادیب الممالک رئیس عدلیه متولد در تهران 14 محرم 1277 م و ساکن کاشان از طرف لژ پذیرفته و بدرجه maitre قبول شده . »

« در تاریخ 19 ژانویه 1908 ما امضاء کنندگان گراند اوریان فرانسه این دیپلم را به میرزا صادق خان ادیب الممالک تسلیم کردیم ، برای این که وی از کلیه مزایا و حقوق این درجه استفاده نماید . و تمام فراماسونهای ممالک خارجه نیز او را به عنوان برادر قبول نمایند ، دیپلم استادی  maitre  را به او می دهیم . »

ادامه دارد

/////////////////

به نقل فراموشخانه و فراماسونری در ایران ، ج 2 ، صص 43 ـ 59

لطفا بدون ذکر منبع (سایت انجمن کادح ) از این مطالب استفاده نکنید




نخستین عضو لژ بیداری (1) | اداره کننده گان لژ بیداری ایران (1) | تاریخ تاسیس لژ بیداری ایران (1) | اعضا لژ گراند اوریان (1)





نور فاطمه

گفتاری از حاج میرزا اسماعیل دولابی

ان شاءالله روز قیامت آن قدر به فاطمه زهرا علاقه مند هستیم که هر وقت آنها را گم کردیم خودشان می آیند ما را در بغل می گیرند و می گویند: ما را ندیدید؟ از بس ما را دوست دارند. ان شاء الله الآن هم همین طور علاقه مند باشیم و قلب ما مال اینها باشد.

ادامه مطلب

جستجو

کلمات کلیدی

آمار بازدید کنندگان

تعداد افراد آنلاین : 14
تعداد بازدید امروز : 53
تعداد کل بازدیدکننده ها : 14245
صفحات بازدید شده امروز : 642
کل صفحات بازدید شده : 266448