apmkadeh.com

امتیاز
 

نمی از دریا (20 آبان)

ارسال به دوستاندریافت PDFچاپ متن


نمی از دریا

از مقام ، شخصیت ، زندگی و مبارزات دختر محبوب پیامبر خدا(ص) سخن بسیار گفته شده و مقالات بسیار نوشته شده با این همه هیچ کس شاید حتی قطره ای از این اقیانوس بهره مند نشده است . هر چند سخن گفتن در مورد بانو ممکن است تکراری باشد ، اما گاه نوشتن و خواندن اگر فتح بابی کنند ، دریچه های نوینی بر این بیت گشوده شده و راهی به درون حرم امن بیت فاطمه ، نمایان می گردد . با این امید ، به اذن الله و به اذن بانو گوشه هایی از احادیثی که بیانگر مقام عظمای بانو است مرور می کنیم .

 1 ـ نور تسبیح گو

2 ـ کوچه باغ بخشایش الهی

3 ـ تو چه آیتی به جهانیان !

4 ـ فاطر آسمان و زمین

5 ـ چادری از جنس نور


   1 ـ نور تسبیح گو 

 حارثه بن قدامه می گوید : سلمان از عمار روایت کرده که گفت دوست داری خبری شگفت آور به تو بدهم ؟ گفتم : آری نقل کن .

عمار گفت : بسیار خوب ؛ روزی شاهد بودم علی بن ابی طالب(ع) بر فاطمۀ زهرا(س)وارد شد ، وقتی چشم زهرا به علی افتاد او را صدا زد و اظهار داشت : نزدیک بیا ، تا تو را در جریان حوادث رخ داده و رخ دادنی ها ، و آن چه رخ نداده ، تا قیامت و روز رستاخیز ، قرار دهم . عمّار می گوید : دیدم امیرمومنان(ع) به عقب برگشت و من نیز عقب رفتم و آن گاه علی(ع) خدمت رسول خدا(ص) رسید ، پیامبراکرم(ص) به علی(ع) فرمود :

ابوالحسن نزدیک بیا ، وقتی امیرالمومنین(ع) نزدیک پیامبر(ص) رفت و در جای خود آرام گرفت رسول خدا(ص) به علی(ع) فرمود : تو سخن آغاز می کنی یا من سخن بگویم ؟ علی(ع) عرضه داشت : سخن شنیدن از شما دلپذیرتر است ، رسول خدا(ص) فرمود : گویی دیدم بر فاطمه وارد شدی و او با تو چنین و چنان سخن گقت و تو از نزد وی بازگشتی و پیش من آمدی . علی(ع) [ با تعجب ] عرض کرد : ای رسول خدا! آیا نور فاطمه نیز از نور ماست ؟ پیامبراکرم(ص) فرمود: مگر نمی دانستی ؟ و سپس علی(ع)به پاس این فضیلت سجدۀ شکر به جا آورد .

عمّار گفت : امیرالمومنین(ع) از خانه رسول خدا(ص)بیرون آمد و من نیز با او خارج شدم و بر فاطمه وارد شد و فاطمه نیز خدمت علی(ع) رسید و به او اظهار داشت : گویی خدمت پدرم رسیدی و آن چه را به تو گفته بودم به وی بازگو کردی ؟

امام(ع)فرمود : آری ؛ فاطمه جان

سپس فاطمه(س)بیان داشت :

ابوالحسن ! آگاه باش ! خدای متعال نور مرا که آفرید آن نور خدای عزّوجلّ را تسبیح می گفت ، سپس آن را در درختی از درختان بهشت به ودیعت نهاد و آن درخت نورانی شد و آن گاه که پدرم وارد بهشت شد ، خدای متعال به او الهام فرمود میوۀ آن درخت را بچین و تناول نما پدرم این کار را انجام داد و بدین ترتیب ، خداوند مرا در صلب پدرم به ودیعت نهاد و سپس به مادرم خدیجه دخت خویلد منتقل ساخت و من از او متولد شدم ، بنا بر این ، من از آن نور هستم . از این رو ، از آن چه بوده و هست و هنوز به وجود نیامده  آگاهم ، ای ابوالحسن ! مومن به وسیلۀ نور خدای متعال می نگرد و نظاره می کند .1

 


 
2 ـ کوچه باغ بخشایش الهی

 
علی(ع)از فاطمۀ زهرا(س) روایت کرده که اظهار داشت : رسول خدا(ص)به من فرمود : فاطمه جان ! کسی که بر تو درود فرستد خدا او را می بخشاید و در جایگاه بهشتی ام به من ملحق می گرداند .2

 3 ـ تو چه آیتی به جهانیان !

 
شیخ صدوق در علل الشرایع از ابان بن تغلب روایت کرده :

از امام صادق علیه السّلام پرسیدم : اى فرزند رسول خدا! چرا فاطمه را « زهرا » نامیدند؟ گفت :

براى اینکه نور حضرت فاطمه روزى سه مرتبه براى امیر المؤمنین على بن ابى طالب(ع) جلوه مى‏کرد : نور او به هنگام اقامه نماز صبح در حالى که مردمان در خواب بودند ، چنان مى‏درخشید که سفیدى آن داخل خانه‏هاى مدینه مى‏گردید و فضاى خانه‏ها را روشن مى‏نمود ، آنان از این نور تعجّب مى‏کردند و به سوى رسول خدا(ص)  مى‏شتافتند تا در باره منشأ آن نور سؤال کنند ، و رسول خدا(ص)  آنها را به جانب خانه حضرت فاطمه (س)متوجه مى‏کرد ، و هنگامى که آنان به سوى خانه ایشان نگاه مى‏کردند مى‏دیدند که فاطمه(س) در محراب عبادت قرار گرفته و نورى از محراب ساطع مى‏شود ، و آنگاه در مى‏یافتند که نور مذکور همان نورى است که از فاطمه(س) ساطع  مى‏گردد .

هنگامى که ظهر فرا مى‏رسید و فاطمه(س) آماده نماز مى‏گردید نور زردى از چهره وى ساطع مى‏گردید و داخل خانه‏هاى اهل مدینه مى‏شد به طورى که در و دیوار خانه‏ها ، و لباس و رنگ ایشان همه به زردى مى‏گرایید، پس هر گاه از آن نور پرسش مى‏نمودند، رسول خدا(ص) ایشان را روانه خانه فاطمه(س)مى‏کرد و آنان مى‏دیدند که دختر پیامبر در میان محراب مشغول عبادت است و این نور از وى ساطع مى‏گردد.

و هنگامى که آفتاب غروب مى‏کرد چهره فاطمه(س) به سرخى مى‏گرایید و نور قرمزى از او ساطع مى‏شد و فاطمه(س)از این امر خوشحال گردیده شکر خدا را به جاى مى‏آورد ، پس آن نور داخل خانه‏هاى مردم مى‏گردید و تمام آنها را سرخ فام مى‏نمود، مردم مدینه از این امر تعجّب مى‏کردند و در باره آن با یک دیگر به گفتگو مى‏پرداختند و هر کس نظرى مى‏داد ، بنا بر این نزد رسول خدا(ص) مى‏آمدند و علّت آن را جویا مى‏شدند و رسول خدا(ص)ایشان را به سوى خانه فاطمه(س)مى‏فرستاد و آنها مى‏دیدند که فاطمه(س)در محراب به عبادت ایستاده و آن نور از صورت وى ساطع مى‏گردد و مى‏فهمیدند که منشأ آن نور از کجاست .

پس آن نور در چهره فاطمه(س) باقى بود تا زمانى که حسین علیه السّلام از وى متولّد گردید و آن نور به او منتقل شده و به ما رسیده است و همچنان در نزد ما خواهد بود ، امامى بعد از امام دیگر ، تا قیامت فرا رسد .3

در حدیث دیگری نیز آمده است :

شیخ صدوق در علل الشرایع به نقل از جابر جعفى روایت مى‏کند که گفت : به امام صادق علیه السّلام گفتم : چرا حضرت فاطمه علیها السّلام زهرا نامیده مى‏شود ؟

امام فرمود: زیرا خداوند متعال او را از نور با عظمت خود آفرید، و هنگامى که نورش درخشیدن گرفت آسمانها و زمین به نور او روشن شدند و چشمان ملایکه خیره ماند ، پس سجده نموده و از خداى سبحان پرسیدند : خدایا ! این چه نورى است؟ خداوند فرمود: این شعبه‏اى از نور من است که آن را آفریده‏ام و از صلب یکى از پیامبرانم که او را بر سایر پیامبران برترى داده‏ام ، خارج مى‏نمایم . و از این نور رهبران و امامانى به وجود مى‏آیند که پس از انقطاع وحى مردم را به سوى حق هدایت مى‏نمایند .

این روایت را محمّد بن هاشم نیز به نقل از امام باقر علیه السّلام در مصباح الانوار آورده است .4

 


 
4 ـ فاطر آسمان و زمین

 
دیلمى در ارشاد القلوب از سلمان فارسى روایت مى‏کند :

در مسجد نزد پیامبر نشسته بودم که عبّاس بن عبد المطّلب عموى رسول خدا وارد شده سلام کرد، رسول خدا سلام او را جواب داده و به او خوش آمد گفت. پس از آن عبّاس گفت: اى رسول خدا! چرا خداوند على بن ابى طالب(ع)را بر ما فضیلت و برترى داده در صورتى که ما همگى از یک خاندان مى‏باشیم ؟

پیامبر(ص)  فرمود: هنگامى که خداى توانا من و على را خلق کرد آسمان و زمین، بهشت و دوزخ، لوح و قلمى در کار نبود . و زمانى که خدا تصمیم گرفت ما را بیافریند سخنى گفت که از آن نورى به وجود آمد ، سپس سخن دیگرى گفت که از آن نورى دیگر پدید آمد ، آنگاه آنها را با یک دیگر ممزوج نمود ، و من و على را از آن به وجود آورد ، و نور عرش را از نور من خلق کرد ؛ بنا بر این، من از عرش برترم، و نور آسمانها را از نور على خلق کرد پس على نیز از آسمانها برتر است ؛ و نور آفتاب را از نور حسن و نور ماه را از نور حسین آفرید، پس آنان از آفتاب و ماه برترند . ملایکه خداى سبحان را تسبیح مى‏کنند و مى‏گویند : پاک و منزّه است خدا که این نورها در نزد او گرامى هستند .

هنگامى که خداوند اراده نمود تا ملایک را مورد آزمایش قرار دهد ابرى تاریک بر ایشان فرستاد طورى که نتوانند یک دیگر را ببینند، در این حال ملایکه گفتند : پروردگارا ! از آن روزى که ما را آفریده بودى هرگز چنین چیزى را ندیده بودیم ، تو را به حق این نورها سوگند مى‏دهیم که این تاریکى و ظلمت را از ما دور نمایى ؟ و در این حال خداى متعال نور فاطمه(س) را آفرید و آن را مانند قندیل بر کنار عرش آویخت و از آن نور آسمانها و زمین‏هاى هفتگانه را خلق کرد ، و به این جهت فاطمه را زهرا نامیده‏اند .

ملایکه خدا را تسبیح و تقدیس مى‏کردند ، پس خداوند به ایشان فرمود : به عزّت و جلالم ،  ثواب تسبیح و تقدیس شما را براى اینان ـ  یعنى فاطمه (ص) ، پد ر ، شوهر و فرزندانش قرار خواهم داد .

سلمان مى‏گوید : عبّاس برخاسته خارج شد و در این حال با على بن ابى طالب(ع) مواجه گردید ، پس على(ع) را در آغوش گرفت و میان دو چشم وى را بوسید و به او گفت : پدرم به فداى اهل بیت مصطفى باد ، چقدر شما در نزد خداى تعالى عزیز و گرامى هستید !5

 
5 ـ چادری از جنس نور

روایت شده که على علیه السّلام مقدارى جو از یک یهودى قرض کرد ، یهودى مزبور گفت :

باید در ازاى آن چیزى را به عنوان رهن در نزد من بگذارى . و على( ع) چادر حضرت فاطمه(س)را که پشم بود به او داد. آن شخص چادر را گرفته و به خانه برده، در اطاقى گذاشت. به هنگام شب زن آن شخص براى انجام کارى داخل اطاق مذکور گردید و نورى را دید که اطاق را روشن کرده ، فورا از اطاق خارج شد و آنچه را دیده بود به شوهرش اطلاع داد ، مرد یهودى که فراموش کرده بود چادر فاطمه(س) در آن اطاق است تعجّب نمود و به سرعت برخاسته داخل آن اطاق گردید و بلافاصله دریافت که آن نور از چادرى ساطع مى‏شود که على(ع) آن را گرو گذاشته است . پس آن مرد یهودى و همسرش از خانه خارج شده و هر یک به سوى اقوام خویش شتافته و آنها را از معجزه‏اى که دیده بودند آگاه نمودند ، و در اثر این واقعه هشتاد نفر از آنها به اسلام متمایل گردیده و ایمان آوردند . 6

 


منابع : 

1ـ پیشوایان هدایت ، صدیقه کبری حضرت فاطمه زهرا(س)؛ گروه مولفان، ترجمه عباس جلالی ، قم ، مجمع جهانی اهل بیت . 1385 ، صص 274 و 273

 2ـ همان ، ص 280

3  ـ زندگانی حضرت زهرا(س) ، محمد روحانی علی آبادی ، تهران ، مهام ، 1379 ، صص 135و134 

4 ـ همان ، ص 143 

 5 ـ همان ، صص 159 و 158  

 6 ـ همان ، ص 229 به نقل از مناقب ابن شهر آشوب ، ج 3 ، ص 339 ( قم ، کتابفروشی مصطفوی ، بی تا (





زهرا (1) | فاطمه (1) | حضرت زهرا (3) | مقاله (2) | انجمن کادح (44) | حدیث (1) | دختر رسول خدا (1) | مقام حضرت زهرا (1) | نمی از دریا (1)





نور فاطمه

گفتاری از حاج میرزا اسماعیل دولابی

ان شاءالله روز قیامت آن قدر به فاطمه زهرا علاقه مند هستیم که هر وقت آنها را گم کردیم خودشان می آیند ما را در بغل می گیرند و می گویند: ما را ندیدید؟ از بس ما را دوست دارند. ان شاء الله الآن هم همین طور علاقه مند باشیم و قلب ما مال اینها باشد.

ادامه مطلب

جستجو

کلمات کلیدی

آمار بازدید کنندگان

تعداد افراد آنلاین : 9
تعداد بازدید امروز : 30
تعداد کل بازدیدکننده ها : 14297
صفحات بازدید شده امروز : 113
کل صفحات بازدید شده : 267448